تبليغاتX
آرشیو عکس هواپیما
شرکت الکترونیک نوین

از حدود 10 سال پس از معرفی تانک ذوالفقار، حدس و گمانهای کارشناسان خارجی در مورد این تانک ادامه دارد. اصولن تمامی اطلاعاتی که می توان از رسانه های گوناگون به دست آورد، مبتنی بر حدث و گمان و برداشتهای اطلاعاتی است که از تصاویر و یا فیلمهای گرفته شده بدست آمده است. طراحی و ساخت این تانک، خود نمایانگر احساس نیاز واحدهای نظامی ایران به ادوات جنگی قابل اطمینان و ساخت داخل است؛ اندیشه ای که بر پایه ی تجارب ارزشمند زمان جنگ با عراق شکل گرفته است. 
بی شک در ساخت این تانک، از تجارب سایر کشورها نیز استفاده شده است. با این حال جالب است بدانید برخی از سایت های اينترنتی ، تانک ذوالفقار را در رده ی تانکهای بسیار مدرن جهان قرار داده اند و این خود نمایانگر زحمات باارزش مهندسان ایرانی است. ذوالفقار گذشته از شباهتها و همسانی هایی که با برخی تانکهای امریکایی و روسی دارد، طرحی کاملن جدید است که بر پایه تکنولوژی موجود در ایران به نتیجه رسیده و این خود مهمترین نقطه ی قوت ذوالفقار به حساب می آید. ساخت داخل بودن یک تکنولوژی نظامی، دارای ارزشهای فراوانی از جمله داشتن چشم اندازهای پیشرفت و بهسازی های مهندسی در آن وسیله است. مسئله ای که می توان آن را به عینه در روند تکامل تدریجی تانک ذوالفقار دید. از اولین نمونه های آن تا جدیدترین مدلهای ارائه شده، جای پای نوآوری و ابتکار به همراه الگوبرداری از نمونه هایی نظیر M-60 و M-1 و T-72 به خوبی دیده می شود.

تانک M-60، بدنهء اصلي زرهي نيروي زميني ارتش ايران 


اگر در اولین نمونه ی ارائه شده می شد نشانه های تانک M60 امریکایی را دید، اما در نمونه ذوالفقار3 این همخوانی ها کمتر به چشم می آید. اگر در دو مدل قبلی (ذوالفقار 1 و 2) ، برجک تانک رگه هایی از تانك T-72Z روسی را در خود داشت، اما در ذوالفقار3 مهندسین ایرانی این یکسانی و همخوانی را کاهش داده اند. در اولین نمونه های ذوالفقار احتیاط مهندسین و محافظه کاری را به خوبی می شد مشاهده کرد. زیرا طراحی آن زیبا ولی ساده صورت گرفته بود. در مدل های بعدی، رفته رفته این طراحی شکل بهتری به خود می گیرد و به ویژگی تانکهای معاصر جهان نزدیک تر می شود.



منابع اطلاعاتی غربی بر این باورند که کارشناسان روسی، کره ی شمالی و برخی کشورهای اروپای شرقی از جمله لهستان و یوگوسلاوی، ایران را در تکمیل این تانک یاری داده و تکنولوژی مورد نیاز چنین کاری را فراهم ساخته اند. با توجه به آنکه کشورمان ، تانک T-72S را تحت امتیاز روسیه در ایران تولید کرده است (تانک T-72S مدل ارتقاء یافته ی تانک T-72 محسوب می شود) کارشناسان امور نظامی اعتقاد دارند که در ذوالفقار، از تسلیحات این تانک از جمله سیستم کنترل آتش و توپ پرقدرت 125میلی متری آن استفاده شده است. گرچه مقامات نظامی ایران، این موضوع را رد و اعلام نموده اند در آخرین نمونه ی ذوالفقار، این تانک از جنبه های فنی کاملن بهینه شده و دارای سیستم کنترل آتش پیشرفته رایانه ای و مسافت سنج لیزری مدرن است و تکنولوژی ساخت آن کاملن بومی شده است. با وجود تحریم های ایالات متحده ی امریکا، احتمالن ایران برخی از تکنولوژی های نظامی مورد نیاز خود را از کشورهای بلوک شرق و همچنین کشورهای امریکای جنوبی (ازجمله برزیل) بدست آورده است.



اولین گمانه زنی ها در مورد مشخصات فنی ذوالفقار، مبتی بر این بود که این تانک حاصل مهندسی معکوس تانک های M60/2 و M-48 و T-72 می باشد . تصاویر این تانک نمایانگر این است که بدنه ی ذوالفقار شباهتهایی به تانک M-60 که سالها در نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی ایران مورد استفاده قرار می گرفته است دارد. همچنین با توجه به شکل و ساختار برجک تانک، گمان می رفت که ذوالفقار از تجهیزات تانکهای روسی استفاده می کند. در مجموع این تانک را محصول آمیختگی تانکهای امریکایی و روسی می دانند. ایران از کاربران تانکهای روسی T-54 و T-55 و T-72 است.


نیروی زمینی ایران از کاربران قدیمی تانکهای سری M و به ویژه M60 محسوب می شود. تمامی تانک های مدل T روسی از موتور دیزلی استفاده می کنند که اگزوز آن، بالای بدنه و سمت چپ تانک قرار دارد. احتمالن ذوالفقار نیز از یک موتور دیزلV شکل با توانایی تقریبی 1000 اسب بخار استفاده می كند. این میزان قدرت با توجه به وزن تانک که آن را در حدود 40 تن تخمین می زنند، سرعت قابل توجهی معادل 70 تا 80 کیلومتر بر ساعت به ذوالفقار می دهد. برجک تانک دارای زاویه های هندسی مناسبی است که به خاطر نوع طراحی آن، برخی از صاحب نظران نظامی را بر آن داشته تا ادعا کنند که تانک ذوالفقار، تقلیدی ساده از تانک آبرامز (M-1) امريكايي است.



همانند سایر تانکها، راننده ی تانک ذوالفقار نیز در سمت چپ بدنه قرار می گیرد. راننده ی تانک می تواند با باز کردن دریچه دید بالای سر خود، به سمت راست به هدایت چشمی تانک بپردازد و یا اینکه از پریسکوپ استفاده نمايد. تانک ذوالفقار مجهز به سیستم دید در شب و سیستم تهویه هوا برای خارج کردن گاز ناشی از شلیک توپ است. صنایع نظامی ایران، کار مقاوم سازی تانک های نیروی زمینی ارتش را در برابر حملات میکروبی و شیمیایی آغاز کرده كه این تغییرات و بهسازی ها، شامل حال مدل های جدید ذوالفقار نیز شده است. توپ پرقدرت 125 میلی متری ذوالفقار همانند تانک T-72، به صورت خودکار مسلح می شود. همچنين تانک ذولفقار، مجهز به مسافت یاب لیزری است و برجک آن نیز دارای سیستم برقی می باشد.

ذوالفقار1


در ذوالفقار 1 ، می توان سیستم هشدار دهنده و پدافند لیزری ساخت سازمان صنایع دفاع ایران را نیز دید. این سیستم می تواند کاربران خود را با تابش پرتوهای لیزر هدایت کننده، از جنگ افزارهای هدایت شونده ی ضدتانک آگاه کند. این سیستم توانایی تشخیص پرتوهای مستقیم و یا غیرمستقیم مسافت یاب های لیزری را از نشانه گذارهای لیزری دارد. این سیستم قدرت واکنش پرسنل تانک را در برابر تهدیدها افزایش داده و حتی امکان فعال شدن خودکار و به موقع واحدهای پدافندی را در سمت زاویه تهدید فراهم می سازد. پدافند مورد استفاده این سیستم به صورت انتخابی، می تواند ترکیبی از پرتاب کننده های نارنجک دودزا باشد. این کار باعث شکستن قفل لیزری پرتابگرهای دشمن می شود. پوشش این سیستم هشدار دهنده 360 درجه در افق و 60 درجه در ارتفاع است.


عمده تغییرات مدلهای ذوالفقار، بیشتر در قسمت برجک تانک بوده است. آنچه که از تصاویر ذوالفقار3 به دست می آید آن است که بدنه ی ذوالفقار3 ، با اسکلت بندی پیشینیان خود تفاوت دارد. بدنه ی تانک ذوالفقار1 ، شباهت زیادی به تانک M-60 امریکایی داشت و شنی های آن نیز مشابه همان تانک بود. اما در ذوالفقار3 ، بدنه ی تانک دچار تغییرات زیادی شد. این تغییرات شامل افزایش قطر زره بدنه عقبی و همچنین تغییراتی در زره برجک تانک می شود. زره بخش جلویی تانک نیز برخلاف شباهت های قبلیش به زره M-60، این بار بخش بالایی آن با زاویه دید راننده تانک برابر شده و صاف به نظر می آید. این تغییرات به چند دلیل صورت گرفته است: اولین دلیل تزریق تکنولوژی های جدید به چرخه ی صنایع تانک سازی ایران است و دومین عامل آن می تواند افزایش تهدیدها از جانب تسلیحات جدید ضدتانک باشد. به این معنی که ذوالفقار، برای مقاومت بهتر در برابر این نوع تسلیحات (که روز به روز هوشمندتر می شوند) به زره بهتر و بسیار زخیم تری با آلیاژهای بهتر مجهز شده است.


مدلهای ابتدایی تانک ذوالفقار، نمایانگر نوع سمت گیری های نظامی ایران در همکاری های نظامی با کشورهایی نظیر کره ی شمالی و یوگسولاوی است. تانکهای ذوالفقار1 و 2 ، با استفاده از تکنولوژی روسیه و بلوک شرق ساخته شدند. اما ذوالفقار3 ، حاصل همکاری نظامی ایران با کشورهای خارج این حوزه است. برخی از منابع اطلاعاتی ، از همکاری نظامی ایران و برزیل خبر داده بودند و برخی دیگر احتمال خرید برخی تکنولوژی فاصله یاب دقیق لیزری از IAI (یا Israel Aircraft Industries) داده اند.
این احتمال که ایران تکنولوژی های تازه ای را از برزیل و اسرائیل (با واسطه ی کشور رومانی) دریافت کرده باشد زیاد است. باید دانست که برزیل خود دارای تکنولوژی ساخت تانک است و تاکنون صنایع نظامی آن کشور ، چند تانک را برای ارتش برزیل طراحی کرده و به مرحله ساخت رسانده است. به همین دلیل ذوالفقار 3 ، شباهتهایی با تانک برزیلی اوسریو دارد.

T-72Z



ایران به جز تانک ذوالفقار، تانک سفیر74 را نیز تولید می کند. (سفیر 74 ، همان تانک T-72S روسی است) صنایع دفاعی ایران همچنین زره پوش های تندر 1 و 2 و همچنين نفربری به نام براق را نیز به تولید رسانده است.

براق


این صنایع همچنین بر روی موشکهای ضدزره نیز کار می کند و تاکنون انواع مختلفی از موشک های هدایت شونده و غیرهدایت شونده را برای ارتش ایران تولید کرده است. (موشک ضدتانک طوفان و رعد 1 و 2) به نظر می رسد صنایع دفاعی ایران پس از هجوم امریکا به عراق و افغانستان، روند کار خود را شتاب بخشیده و به احتمال زیاد خط تولید تانک ذوالفقار نیز تقویت شده است. اکنون حدس زده می شود تانک ذوالفقار، تانکی بسیار مدرن و قابل اعتماد است و ارتش ایران می تواند به ساخت یک تانک ایرانی با استفاده از تکنولوژی داخلی افتخار کند. اگر شمار کشورهایی را که توانایی تولید تانک را دارند در نظر بگیریم، آنگاه اهمیت ساخت تانک ذوالفقار را برای ایرانیان بهتر درک می کنیم.

T-72S
 


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

این روزها زمزمه های زیادی در خصوص حمله به ایران شنیده می شود. کارشناسان مسایل سیاسی, دفاعی و نظامی در گفتگوهای رسمی و غیر رسمی خود به بررسی این مسئله می پردازند, تحرکات مقامات سیاسی و نظامی آمریکا و اسرائیل در کشورهای همسایه ایران (ترکیه, آذربایجان, گرجستان و...) زیاده شده و حتی سران کشورهای دنیا در مذاکرات و بازدیدهای معمول خود قسمتی از وقت خود را به بررسی و صحبت در خصوص فعالیت های هسته ای ایران اختصاص می دهند. این مسئله آنقدر شیوع پیدا کرده که حتی مردم ایران در کنار مطبوعات و سایر رسانه های داخلی در قبال آن واکنش نشان داده و در وبلاگها و سایت های اینترنتی خود مطالبی را در خصوص حمله احتمالی اسرائیل و آمریکا به ایران و تاسیسات هسته ای منتشر کرده اند. این مسائل در روزها و ماههای اخیر اذهان زیادی را به خود مشغول کرده, چه خبر شده؟ آیا قرار است جنگ جدیدی در منطقه خلیج فارس رخ دهد؟
هنوز هیچ کسی نمی داند که در آینده چه اتفاقی می افتد. آیا آمریکا و اسرائیل واقعا در صدد حمله به ایران و بمباران مراکز اتمی ایران می باشند؟
چنین حمله ای بطور حتم پیامدهای بدی خواهد داشت و تمامی معادلات سیاسی, نظامی وامنیتی خاورمیانه, حساس ترین منطقه جهان را بر هم می زند. تحلیلگران خارجی بر این باورند که آمریکا و اسرائیل به احتمال زیاد پیش از آنکه فرصت از دست برود تعدادی از مراکز هسته ای ایران را مورد حمله قرار می دهند!
اما شک و شبهه در این خصوص زیاد است و این اخبار در حالی منتشر می شود که هنوز گفتگوهای مقامات ایرانی برای حل مسالمت آمیز پرونده فعالیت های هسته ای ایران در جریان است و نتایج گفتگوهای اخیر انجام شده در مسکو حاکی از آن است که پرونده ایران از کانال گفتگوهای دیپلماتیک خارج نمی شود و به جبهه جنگ نمی رسد.
اما سوالی که وجود دارد این است که اگر هنوز امید به مذاکره از بین نرفته اسرائیل از کوبیدن بر طبل جنگ و قطعی جلوه دادن حمله غافلگیرانه به تاسیسات هسته ای ایران چه هدفی را دنبال می کند؟
در واقع می توان گفت سران اسرائیل قصد دارند با استفاده از سیاست تزریق ترس و نگرانی به افکار عمومی ایران ضعف نظامی و سیاسی خود را پنهان کنند چرا که از توان لازم برای حمله به ایران برخوردار نیستند و می دانند که در صورت بروز هرگونه حرکت نسنجیده ای در پیشدستی برای حمله نظامی به ایران خود بازنده جنگ با ایران می شوند.
در واقع می توان اینطور پیش بینی نمود که اصلا حمله غافلگیرانه وجود ندارد و سران اسرائیل فقط قصد دارند از این طریق فشارهای روانی در درون ایران را افزایش داده تا بلکه به این امید بتوانند خللی در اراده دولت و ملت ایران در خصوص ادامه فعالیت های هسته ای بوجود آورند.
همه می دانند که اسرائیل در آرزوی تضعیف قدرت ایران است و در این راستا سعی می کند به هر طریقی که شده (حتی جنگ) اهداف خود را عملی نماید. اما می توان گفت که آرزوی اسرائیل برای حمله به ایران و بمباران مراکز هسته ای ایران نظیر آنچه که در سال 1981 و در عراق انجام داد تنها یک آرزوی واهی و بدون پشتوانه است که اسرائیل هیچوقت نمی تواند آنرا عملی نماید. پنج دلیل وجود دارد که هر گونه حمله ای به ایران از سوی اسرائیل شکست می خورد. این دلایل عبارتند از :

1: اسرائیل نمی تواند از بمب اتم استفاده کند
هر چند که تسلیحات پیشرفته در دنیای امروز می تواند نقش یک فاکتور کلیدی را در بدست آوردن برتری های نظامی در جنگ بازی نماید اما آنچه مسلم است این است که نحوه واکنش طرف مقابل سرنوشت نهایی جنگ را مشخص می کند.
برای مثال بررسی تجربه جنگ ویتنام نشان می دهد که با وجودی که ارتش ایالات متحده با یک ماشین نظامی حرفه ای و مجهز به این کشور حمله نمود نتوانست به هدف مورد نظر خود دست یابد و نهایتا مجبور به عقب نشینی از ویتنام شد.
در واقع هیچ کسی فکر نمی کرد که آمریکا در نبرد با کشوری مثل ویتنام که از ارتش قدرتمندی برخوردار نبود و حتی از تجهیزات نظامی پیشرفته ای برخوردار نبود شکست برخورد اما به هر حال آمریکا با وجود تمام برتریهای نظامی که داشت شکست خورد.
این مسئله در مورد اسرائیل نیز صادق است. هر چند که اسرائیل از کلاهک اتمی برخوردار است و تجهیزات نظامی پیشرفته ای را از سوی آمریکا و سایر کشورهای غربی دریافت نموده ولی داشتن بمب اتم به تنهائی نمی تواند باعث پیروزی اسرائیل در جنگ احتمالی با ایران شود.
اسرائیل با دارا بودن 100 الی 200 کلاهک هسته ای تنها کشوری در منطقه خاورمیانه می باشد که از سلاح اتمی برخوردار است ولی بسیاری از کارشناسان مسایل دفاعی و نظامی بر این باورند که داشتن سلاح هسته ای به تنهایی کارت برنده اسرائیل برای پیروزی در جنگ با ایران محسوب نمی شود.
آنچه مانع از حمله اتمی اسرائیل به ایران می شود این است که ایران در واکنش به حملات اسرائیلی از سلاح های بیولوژیکی و شیمیایی برای حمله به مناطق حساسی از اسرائیل استفاده می نماید که بررسی عوارض حملات تلافی جویانه ایران باعث می شود که اسرائیل از حمله اتمی به ایران منصرف شود.
انصراف اسرائیل از حمله اتمی به ایران به این علت است که این کشور بسیار کوچک بوده و بخش عظیمی از جمعیت آن در محدوده کوچکی در اطراف تل آویو متمرکز شده است, به همین علت این منطقه بسیار آسیب پذیر شده چرا که بیش از هفتاد درصد از کل جمعیت اسرائیل و هشتاد درصداز ساختار زیر بنایی اسرائیل در این منطقه متمرکز شده است.
در اینجاست که زندگی میلیون ها یهودی ساکن در اسراییل در معرض تهدید جدی قرار می گیرد و اسراییل پیش از آن که به فکر حمله پیشگیرانه به ایران باشد، باید به فکر جان آنهایی باشد که تمام جمعیت این کشور یهودی نشین را تشکیل داده اند.
به همین علت هر چند که اسرائیل از سلاح اتمی برخوردار است اما تمرکز اقتصادی و جمعیتی آن در یک نقطه چنان ضعفی را به ارتش اسرائیل تحمیل نموده است که هیچگاه نتواند در برابر ایران از سلاح هسته ای استفاده نماید چون در صورتی که ایران این مناطق را مورد حملات شیمیایی یا بیولوژیکی قرار دهد دیگر از اسرائیل چیزی باقی نمی ماند و همین مسئله سبب شده که سلاح های شیمیایی ایران بتوانند به تنهایی عامل بازدارندگی مستحکمی در برابر کلاهک های هسته ای اسرائیل ایجاد نمایند.

2: حمله هوایی به ایران در تئوری ممکن ولی در عمل غیر ممکن است
نیروی هوایی اسرائیل برای حمله به تاسیسات هسته ای عراق (اوسیراک) از 16 جت که ترکیبی از بمب افکن های F-15 و جنگنده های F-16 بود استفاده کرد.
یکی از علل موفقیت نیروی هوایی اسرائیل در آن عملیات فاصله پروازی مناسب میان اسرائیل و عراق بود که به جنگنده های اسرائیلی این امکان را می داد که بدون نیاز به سوختگیری هوایی بتوانند در زیر خط رادار پرواز کرده و خود را به اهداف مورد نظر برسانند ولی فاصله پروازی طولانی میان تهران و تل آویو مشکلات فنی بسیاری را بر سر حمله هوایی به ایران بوجود آورده که در حالیکه خطرات زیادی را برای هواپیماهای اسرائیلی بوجود می آورد بلکه موفقیت آمیز بودن آنرا نیز در پرده ای از ابهام قرار دهد.
وقتی که تمامی این موارد در کنار یکدیگر قرار می گیرند حمله به ایران بسیار مشکل و خطر ناک و به عبارتی غیر ممکن به نظر می رسد.
افسران نیروی هوایی اسرائیل و تحلیلگران مسایل دفاعی دانشگاه تل آویو و سایر تحلیلگران غربی که راههای حمله هوایی به ایران را بررسی کرده اند در بررسی های خود به این نتیجه رسیده اند که هیچ تضمینی برای موفقیت حمله هوایی موفقیت آمیز به مراکز هسته ای ایران وجود ندارد.
اگر اسرائیل بخواهد مجددا اقدام مشابهی نظیر عملیاتی که در اوسیراک را انجام داد در ایران نیز انجام دهد باید از ترکیبی از جنگنده های F-16I و F-16D استفاده نماید. این هواپیماها دارای برد کافی برای رسیدن به هدف های مورد نظر در ایران و بازگشت هستند، اما به خاطر سوخت گیری هوایی که در مسافت های طولانی لازم است، این هواپیماها نیز از کارآیی چندانی برخوردار نیستند چرا که ضعف نیروی هوایی اسرائیل در امکانات سوختگیری هوایی (اسرائیل از تانکرهای قدیمی – بوینگ 707 – استفاده می نماید) مانع از موفقیت آمیز بودن حملات هوایی به ایران می گردد.


3: توان موشکی ایران قویتر از توان موشکی اسرائیل است
اگر اسرائیل بخواهد با موشک به مراکز هسته ای ایران حمله نماید همانطور که قبلا گفته شد بعید به نظر می رسد که از موشک های با کلاهک های هسته ای استفاده نماید بنابراین یکی از موشکهای که اسرائیل در صورت یک حمله موشکی احتمالی از آن استفاده می نماید موشک جریکو-2 است.
این موشک قابلیت رسیدن به ایران را دارد ولی با در نظر گرفتن احتمال خطای موشکها بر فراز چنین مسافت طولانی این موشک ها کاربرد کمی بر ضد تاسیسات هسته ای ایران خواهند داشت, مگر اینکه مقدار کافی از مواد منفجره را پخش نمایند که از آنجایی که در ساخت مراکز هسته ای ایران از مصالح ساختمانی مخصوص و منحصر به فردی استفاده شده و از آنجایی که بیشتر این مراکز در عمق زمین ساخته شده اند این موشک ها قابلیت چندانی برای نابودی مراکز هسته ای ایران ندارند.
از سوی دیگر ایران در سالهای اخیر موفق به طراحی و تولید نسل جدیدی از موشک های بالستیک شده و در زمینه طراحی و ساخت موشک از اسرائیل سبقت گرفته است. در حال حاضر موشک های شهاب -3 ایران می توانند اهداف دور دستی در خاک اسرائیل را مورد حملات دقیق قرار دهند. موشک های شهاب - 3 ایران با موفقیت آزمایش شده و کاملا قابل اطمینان هستند.
از سوی دیگر ایران انواع گوناگونی از موشک های پیشرفته و طولانی پرواز دیگری مثل موشک های کروز را نیز در اختیار دارد که ایران را در برتری موشکی منحصر به فردی نسبت به اسرائیل قرار داده است. این موشک ها هر چند از موشک های شهاب کندتر هستند اما مسیر پرواز آنها قابل پیش بینی نیست.
ارتش اسرائیل در سالهای اخیر سعی کرده است با خرید یا طراحی موشک های ضد موشک بتواند یک سیستم موشکی برای مقابله با موشک شهاب -3 تولید نماید ولی طبق اظهاراتی که از سوی مقامات ارشد وزارت دفاع این کشور بیان شده اسرائیل هنوز موفق نشده است که ضعف های موشکی خود را در مقابله با ایران جبران نماید و در صورت بروز یک جنگ احتمالی از این ناحیه متحمل خسارات های فراوانی خواهد گردید.

4: اسرائیل توانایی غافلگیری نظامی ایران را ندارد
پدافند عراق در ساعت 35/5 دقیقه بعد از ظهر یکی از روزهای گرم ژوئن در سال 1981 توسط شانزده جت نیروی هوایی اسرائیل که در زیر خط رادار و در موازت صحرا پرواز می کردند غافلگیر شد.
هواپیماهای اسرائیلی در یک سکوت رادیویی و زیر خط رادار طبق یک برنامه ریزی کاملا حساب شده به اهداف خود در جنوب بغداد رسیدند و در کمتر از 90 ثانیه تمامی تاسیسات هسته ای عراق را نابود کردند. آنها قبل از آنکه پدافند هوایی عراق بتواند واکنش موثری از خود نشان دهد اهداف خود را نابود کرده و بدون اینکه حتی کوچکترین صدمه ای ببینند به سوی تل آویو باز گشتند.
یکی از دلایل موفقیت آمیز بودن آن حمله مخفیانه بودن آن بود. وزارت دفاع اسرائیل خبر برنامه ریزی چنین حمله ای را حتی از سران کاخ سفید پنهان نگه داشته بودند و بدون اینکه از آنها اجازه بگیرند تصمیم به حمله به تاسیسات هسته ای عراق گرفتند.
اما مشکل فعلی اسرائیل این است که آنها دیگر نمی توانند یک حمله غافلگیرانه نظیر آنچه که در اوسیراک انجام دادند را در ایران عملی کنند زیرا در حال حاضر نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس حریم هوایی عراق و منطقه خلیج فارس را کنترل می کنند و اگر هواپیماهای اسراییلی بخواهند اقدامی علیه ایران انجام دهند باید از آمریکایی های اجازه بگیرند که آمریکا به راحتی با آن موافقت نمی کند
زیرا در حال حاضر آمریکا در عراق به گل نشسته است و همراهی با اسرائیل در یک جنگ جدید دیگر کابوسی برای ارتش آمریکا ایجاد می کند که اقتدار آمریکا در جهان را زیر سوال می برد, از طرفی اسرائیل به سختی می تواند بر فراز کشورهای عربی پرواز کند زیرا آنها دارای روابط سیاسی و اقتصادی گسترده ای با ایران می باشند و بعلت عقاید دینی و مذهبی نزدیکی که با ایرانیان دارند اجازه پرواز به هواپیماهای اسرائیلی برای حمله به ایران را نمی دهند.
در تئوری اسرائیل می تواند از پایگاه هایی در ترکیه به سوی اهداف مورد نظر در ایران پرواز کند. اما اجازه گرفتن از این کشور بسیار غیرمحتمل است. زیرا ترکیه در عین حال که در مورد برنامه تسلیحات هسته ای ایران نگران است ولی مخالف عمل بازدارنده علیه برنامه هسته ای ایران می باشد و از سوی دیگر اردوغان مجبور است پیش از هر نوع تصمیمی بازتاب های آنرا بر امنیت ترکیه و تمامی منطقه خاورمیانه بررسی نماید.
به هر حال اگر اسرائیل نهایتا موفق به کسب رضایت ترکیه برای استفاده از حریم هوایی این کشور برای حمله به ایران گردد باز نمی تواند یک حمله هوایی غافلگیرانه را اجرا نماید زیرا از طرفی سیاستمداران و فرماندهان عالی رتبه نظامی ایران از حمله اسراییل به تاسیسات هسته ای عراق درس گرفتند و تمامی مراکز و تاسیسات هسته ای خود را در سراسر ایران و در اعماق زمین پخش کرده اند که حتی موفقیت به حمله به آن مراکز نمی تواند خسارات جدی بر آنها وارد آورد، و از سوی دیگر در صورت مخابره حمله هوایی به یکی از تاسیسات هسته ای ایران تمام پدافند هوایی ایران به حالت آماده باش در می آید و نیروی هوایی ایران با کمک پدافند هوایی ایران که در مناطق مذکور به شدت مجهز بوده و از آموزش های خاصی برخوردار شده است ابتکار عمل را از دست نیروی هوایی اسرائیل خارج کرده و ضربات سختی را بر هواپیماهای متهاجم وارد می آورد.
در حقیقت باید گفت که هواپیماهایی اسرائیلی که بتوانند وارد آسمان ایران شوند دیگر نمی توانند از حریم هوایی ایران خارج گردند و توسط پدافند هوایی ایران شکار می شوند.
بنابراین اگر اسراییل بخواهد به تاسیسات هسته ای ایران حمله کند باید چندین بار اقدام به یک حمله هوایی گسترده نماید که موفقیت آمیز بودن چنین حملاتی بعید به نظر می رسد چون ایران از توان دفاعی بالا و یک پدافند هوایی مجهز و آموزش دیده برخوردار است.
بنابراین برای منهدم کردن موفقیت آمیز تاسیسات هسته ای ایران، اسرائیل باید اطلاعات کاملی در مورد مکان دقیق تاسیسات هسته ای ایران داشته باشد. برای اینکار نه تنها عکس برداری هوایی از مناطقی که تاسیسات هسته ای ایران مثل بوشهر و نطنز قرار گرفته است، لازم است بلکه باید سایر تاسیسات ایران شامل کارگاه های تولید سانتریفوژ و غیره نیز نابود گردند که این مسأله با توجه به قابلیت های بسیار بالای نیروی هوایی و توانایی پدافند هوایی ایران غیرممکن می نماید.
ضمن اینکه باید به این نکته توجه داشت که اسرائیل از چنین امکاناتی برخوردار نیست و این می تواند موانع جدی برای بمب افکن های اسرائیل که بر فراز مسافت طولانی پرواز می کنند به وجود آورد. با توجه به موارد فوق به نظر می رسد که احتمال حمله نظامی اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران علاوه بر آنکه با ریسک بالای توام خواهد بود، برای این کشور مخاطراتی نیز به همراه خواهد داشت.

5: اسرائیل توان مالی لازم برای حمله به ایران را ندارد
هر چند که سران اسرائیل در اظهارات خود بارها تهران را تهدید به حمله نظامی کرده اند ولی هنگامی که صحبت از حمله به ایران جدی می شود آنها ترجیح می دهند که آمریکا و سایر متحدانش سکاندار حمله به ایران گردند.
در حال حاضر فضای سیاسی اسرائیل به علت پیروزی حماس در انتخابات فلسطین و مرگ مغزی آریل شارون چنان شرایط را سخت و دشوار کرده است که هر چند سران سیاسی و نظامی اسرائیل در اظهارات خود تهدید به حمله نظامی به ایران می کنند ولی در عمل نه توان نظامی برای عملی کردن تهدیدات خود را دارند و نه از توان مالی لازم برای حمله به ایران برخوردارند.
بنابراین آنها تلاش می کنند که از آمریکا و متحدانش برای حمله به ایران کمک بگیرند که در این مورد نیز نتوانسته اند موفقیتی بدست آورند زیرا اقتصاد آمریکا در حال حاضر در شرایط بسیار نابسامانی به سر می برد و هر گونه حمله نظامی به ایران باعث بالا رفتن قیمت نفت می گردد که آمریکا را از حمله به ایران پشیمان می کند, چرا که این کشور در حال حاضر هزینه های گزافی بالغ بر 300 میلیارد دلار در جنگ عراق هزینه کرده است و نه از توان مالی برای حمله به ایران و نه از حمایت مردمی لازم برخوردار است.
تمامی این دلایل می تواند دولت بوش را از ورود به یک ماجراجویی نظامی علیه ایران منصرف کرده که این موضوع نهایتا شکست دیگری برای تل آویو برای ایجاد یک جبهه جهانی برای تحت فشار قرار دادن ایران محسوب می شود.
تنها امیدی که در حال حاضر برای اسرائیل باقی مانده مشخص شدن نتیجه مذاکرات تهران – مسکو و تلاش برای تحریم اقتصادی ایران می باشد که بعلت حجم گسترده معاملات ایران با اکثر کشورهای جهان مخصوصا چین و روسیه بعید به نظر می رسد که اسرائیل بتواند در این عرصه نیز فشار چندانی را بر ایران تحمیل نماید.
هنگامی که 5 دلیل فوق را در کنار همدیگر قرار می دهیم می توان نتیجه گرفت که احتمال حمله نظامی از سوی اسرائیل و آمریکا به مراکز هسته ای ایران روز به روز کم رنگ تر می شود چرا که اسرائیل می داند فناوری های دفاعی ایران در حال گسترش است و موشک های شهاب 3 و 4 قادر به حمل کلاهک های هسته ای می باشند و حتی می توانند پایتخت های اروپایی را هم هدف قرار دهند.
پیچیدگی تاکتیکی و نظامی ارتش و سپاه ایران و حمایت گسترده مردمی در هنگام بروز تهدیدات خارجی سبب شده که ایران از قابلیت دفاع ملی گسترده ای برخوردار باشد و عملا تبدیل به یکی از ارتش های قدرتمند منطقه خاورمیانه گردد.
در حال حاضر بزرگترین نگرانی اسراییل از آن است که اگر ایران همچنان به توسعه و پیشرفت در عرصه های اقتصادی، علمی و نظامی ادامه بدهد در آینده ای نه چندان دور به قدرتمندترین کشور خاورمیانه تبدیل شده و منافع غرب در این منطقه حساس و نفت خیز جهان را با خطر مواجه سازد.
نکته ای که نباید فراموش کرد این است که از سال 1960 اسرائیل تنها رژیمی در میان کشورهای منطقه بوده است که از فناوری هسته ای برخوردار بوده و بنابراین تلاش این کشور برای انحصاری نگه داشتن این فناوری برای خود و جلوگیری از دستیابی سایر کشورهای منطقه به آن از ستون های ثابت سیاست دفاعی اسرائیل می باشد.
لذا غرب و مخصوصا اسرائیل برای جلوگیری از تبدیل شدن ایران به کشوری قدرتمند سعی می کنند با بزرگ نمایی و نظامی جلوه دادن فعالیت های صلح آمیز هسته ای این کشور موانعی بر سر راه پیشرفت های علمی این کشور ایجاد کنند تا از این طریق بتوانند همچنان سلطه خود را در منطقه خاورمیانه حفظ کنند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

نيروي هوايي عراق در سالهاي آخر دهه 1970 ميلادي قرادادهايي جهت خريد و بكارگيري جنگنده هاي ميراژ اف 1 با فرانسه منعقد كرده بود . با آغاز كار ساخت اين جنگنده ها در فرانسه و نزديك شدن زمان تحويل آنها تعداد 47 متخصص فرانسوي به همراه تعداي جنگنده Mirage F1C در پايگاه هوايي الهوريه (در نزديكي موصل) مستقر شدند تا كار آموزش خلبانان عراقي براي پرواز با Mirage F1EQ را شروع نمايند .

ميراژ عراقي

 اين تحولات از چشمان تيزبين مسئولان نيروي هوايي كشورمان پنهان نمانده بود و آنان نيز اطلاع دقيقي از ماجرا داشتند . نيروي هوايي بي ميل نبود تا با انجام حمله اي به پايگاه هوايي الهوريه كار آموزش عراقيها بر روي ميراژ را متوقف كند و همچنين خوش آمدي نيز به ورود فرانسوي ها به جنگ گفته باشد . بنابر اين طرحي براي انجام يك عمليات عمقي توسط نيروي هوايي و حمله به پايگاه هوايي الهوريه ريخته شد . در اين طرح كه با نام عمليت سلطان شناخته ميشد قرار بود تا تعداد قابل توجهي جنگنده بمب افكن F-4 فانتوم تا عمق 300 كيلومتري عراق نفوذ كنند و آن پايگاه هوايي را نابود كنند .طراحان اصلي اين عمليات سرهنگ افشار و سرگرد شوقي بودند . مطابق اين طرح، قرار بود 6 فروند جنگنده F-4E ، هر كدام مسلح به 12 بمب MK-82 (متعلق به اسكادران هاي 31 و 32 شكاري تاكتيكي مستقر در پايگاه شهيد نوژه همدان ) به هدف حمله نمايند . براي اين حمله تصميم گرفته شده بود تا جنگنده ها از شمال عراق به هدف نزديك شوند ( بر خلاف معمول هميشه كه جنگنده ها از غرب عراق وارد آسمان اين كشور ميشدند ) . اين تغيير مسير به جنگنده ها اين امكان را ميداد كه از خطر قرار گرفتن در برد 12 سايت از 16 سايت موشكي شناخته شده SA-2 ، SA-3 و SA-6 مستقر در منطقه پرهيز نمايند ، همچنين اين تغيير مسير باعث ميشد تا جنگنده ها در مسير گشت هاي هوايي شناخته شده جنگنده هاي عراقي كه عمدتا با MiG-21 بر روي شهر موصل صورت ميگرفت قرار نگيرند .
با اين وجود ، بارگيري جنگنده هاي فانتوم با بمبهاي 500 پوندي (آن ةم به تعداد 12 تير براي هر جنگنده) باعث ميشد تا وزن هواپيما شديدا افزايش يابد و به تبع آن جنگنده ها نتوانند با تكيه بر سوخت داخلي خود و مخازن سوخت اضافه ماموريت را به سلامت انجام دهند ، از اين رو نياز به سوختگيري هوايي در بين مسير احساس ميشد . بنابر اين قرار شد تا 2 فروند هواپيماي تانكر 707 به همراه گروه پروازي به داخل عراق وارد شوند و كار سوخترساني به فانتومها را انجام دهند . براي محافظت از تانكرها هم قرار شد 2 فروند جنگنده F-14A تامكت (متعلق به گردان 81 شكاري تاكتيكي پايگاه هشتم شكاري اصفهان) در گروه پروازي حضور داشته باشند . اين ماموريت يكي از معدود ماموريتهايي بود كه هواپيماهاي تانكر و جنگنده هاي تامكت به طور رسمي اجازه يافتند تا وارد خاك عراق شوند.
براي حفظ اصل غافلگيري و شوكه كردن عراقيها ، تصميم بر آن شد تا گروه پروازي سلطان (شامل تانكرها ، فانتومها و تامكتها) بعد از عبور از فضاي هوايي تركيه وارد آسمان عراق شوند . اين آخرين باري نبود كه جنگنده هاي نيروي هوايي از آسمان تركيه استفاده ميكردند .


بعد از انجام همه مقدمات ، روز موعود فرا رسيد و نيروي هوايي براي اجراي عمليات سلطان كاملا آماده بود . قبل از شروع عمليات سرهنگ افشار ماموريت را براي خلبانهاي شركت كننده كاملا تشريح كرد. وي ابتدا خلبانان فانتومها را نسبت به ماموريت توجيه كرد و در خلال آن به خلبانان گفت كه آنها بايد بر روي اصول پروازي تمركز كنند ، همديگر را در ديد داشته باشند ، هدف را پيدا كرده و منهدم نمايند و سپس بعد از توجيه كردن خلبانان تامكتها خطاب به آنها تاكيد كرد كه آنها ميبايست به همراه تامكتهايشان در كنار تانكر ها بمانند و از آنها كاملا محافظت كنند، چون اگر تانكر ها از بين بروند همه چيز از بين خواهد رفت . خود سرهنگ افشار قرار بود تا شخصا در عمليات حضور داشته باشد و از درون يكي از تانكرها عمليات را فرماندهي كند .
سحرگاه روز 29 اكتبر 1980 ، پايگاه دوم شكاري تبريز ، شاهد برخاست 3 فروند تانكر 707 (1 فروند ذخيره) ، 8 فروند جنگنده فانتوم (2 فروند ذخيره) و 3 فروند جنگنده تامكت (1 فروند ذخيره) بود . هواپيماها در جنوب اروميه به يكديگر ملحق شدند و با حركت در ارتفاع پايين و در پناه كوهها خود را از ديد رادارهاي عراقي مخفي كردند . قبل از ورود به آسمان تركيه تمام هواپيماهاي ذخيره به پايگاه بازگشتند . سپس بقيه هواپيماها كه اكنون 10 فروند ميشدند گروه پروازي سلطان را تشكيل دادند . اين گروه پروازي شامل 6 فروند جنگنده فانتوم با اسامي سلطان 1 تا سلطان 6 ، 2 فروند جنگنده تامكت با اسامي سلطان 7 و سلطان 8 و 2 فروند هواپيماي تانكر 707 با اسامي سلطان 9 و 10 بود . ليدر دسته فانتومها ، سلطان 1 به خلباني سرگرد شوقي بود ، ليدر تامكتها تامكت سلطان 7 به خلباني كاپيتان صدقي بود و همبال (وينگ من ) او تامكت سلطان 8 به خلباني كاپيتان طيبي بود. سرهنگ افشار نيز درون تانكر سلطان 9 قرار داشت و از آنجا عمليات را فرماندهي ميكرد. هواپيماهاي گروه پروازي سلطان به مسير خود ادامه دادند و وارد آسمان تركيه شدند و دقايقي به طي مسير در آسمان تركيه ادامه دادند ، سپس فضاي هوايي تركيه را ترك كرده و وارد آسمان عراق شدند و در پناه كوههاي جبل سينجار به حركت ادامه دادند ، سپس تمام جنگنده ها يكبار ديگر در آسمان سوختگيري كردند . پس از سوختگيري فانتومها راهي هدف شدند ،در حاليكه تانكرها و تامكتها در همان منطقه شروع به چرخيدن كردند و منتظر آنها ماندند .

جنگنده هاي فانتوم پس از دقايقي توانستند تا بدون مشكل به هدف نزديك شوند و با رها كردن بمب هاي خود آنجا را به جهنمي از آتش بدل نمايند . در همان زماني كه فانتومها مشغول بمباران پايگاه هوايي الهوريه و سپس برگشت به سمت تانكرها بودند، رادار يكي از تامكتها 4 جنگنده عراقي را در 70 كيلومتري تانكرها شناسايي كرد . با استفاده از تجهيزات شناخت دوست از دشمن ، مشخص شد كه جنگنده هاي عراقي از نوع ميگ 23 فلاگر هستند . خبر حضور جنگنده هاي عراقي سريعا به اطلاع سرهنگ افشار رسيد . افشار ميدانست كه اكنون ميگ 23 ها در منطقه اي بين تانكرها و فانتومها پرواز ميكردند و اگر چه تاكنون متوجه حضور هيچ يك از هواپيماهاي ايراني نشده بودند ، اما امكان دارد كه فانتومها در سر راه برگشت به سمت تانكرها به آنها بر بخورند و مشكلاتي برايشان بوجود آيد ، در شرايط عادي جنگنده هاي فانتوم مشكلي در رويارويي با جنگنده هاي عراقي نداشتند اما در چنين ماموريتي سوخت به مانند زندگي بود و رسيدن جنگنده هاي فانتوم به تانكر ها بدون هيچ تغيير مسير يا برخورد به دشمن ضروري مينمود ، همچنين هيچ كدام از فانتمها به موشك هوا به هوا مجهز نبودند . از اين رو سرهنگ افشار به 2 فروند تامكتي كه در معيت تانكرها پرواز ميكردند دستور داد تا ميگ 23 ها را رهگيري كنند و پيش از رسيدن آنها به جنگنده هاي فانتوم ، نابودشان كنند.
از آنجايي كه وقتي براي تلف كردن وجود نداشت ، هر دو تامكت سريعا از تانكر ها فاصله گرفتند و به يكديگر ملحق شدند و در حالي كه ارتفاعشان را به 15000 پا افزايش ميدادند به سمت جنوب(مكان حضور فلاگر ها) حركت كردند . صدقي و طيبي با چك كردن دستگاههاي الكترونيكي هواپيماهايشان متوجه شدند كه عراقيها هنوز متوجه حضور آنها نشده اند ، بنابر اين بازهم افزايش ارتفاع دادند و خود را به ارتفاع 20000 پايي رساندند . در چنين ارتفاعي دست آنها براي حمله بسيار بازتر بود .
در آن ماموريت تامكت سلطان 7 با دو تير موشك AIM-54 فينيكس ، 3 موشك AIM-7 اسپارو و 2 تير موشك AIM-9‌سايدوايندر مسلح شده بود و تامكت سلطان 8 نيز مجهز به 6 تير موشك AIM-7 اسپارو و 2 تير موشك AIM-9 سايدوايندر بود .به خوبي قابل درك است كه تامكتها موشكهاي دوربردتر و موثرتري نسبت به حريفان خود در اختيار داشتند ، اما هنوز موفقيت آنها منوط به رعايت اصل غافلگيري بود ، تا مبادا نيروي هوايي عراق متوجه حضور آنها شود و جنگنده هاي ديگري را نيز براي مقابله با آنها به آسمان بفرستد . خدمه تامكتها قرار كردند تا ابتدا تامكت سلطان 7 با فلاگرهاي عراقي درگير شود . در حال افزايش ارتفاع به 22000 پايي ، كمك خلبان تامكت سلطان 7 ، رادار AWG-9 جنگنده را در حالت TWS قرار داد و مشغول بررسي دقيق اهداف شد ، در فاصله 56 كيلومتري از فلاگر هاي عراقي ، جنگنده هاي عراقي به وضوح رادار تامكت صدقي قابل مشاهده بودند . 4 فروند ميگ 23 به صورت جفتي پشت سر هم حركت ميكردند . صدقي تصميم گرفت تا ابتدا به ميگ 23هاي جلويي حمله كند . در فاصله 33 كيلومتري از جنگنده هاي عراقي ، صدقي اجازه شليك موشك فينيكس را به كمك خلبان داد . وي موشك را بر روي اولين ميگ 23 كه در جلو حركت ميكرد شليك كرد ، موشك بلافاصله از تامكت جدا شده و به سمت جنگنده عراقي كه در ارتفاع 30000 پايي حركت ميكردند به پرواز در آمد . 8 ثانيه بعد نيز دومين موشك فينيكس به سمت دومين هواپيماي ميگ 23شليك شد . عليرغم شليك 2 موشك ، هنوز ميگ 23 ها به مسير خود ادامه ميدادند ، احتمالا آنها هنوز از حضور تامكتها در منطقه و سرنوشت سياهي كه در انتظارشان بود بيخبر بودند . در حاليكه خدمه تامكتها مسير موشك هاي فينيكس را دنبال ميكردند و منتظر نتيجه بودند ، از سوي سلطان 9 با آنها تماس گرفته شد و به آنها اطلاع داده شد كه عراقيها از حمله به پايگاه الهوريه آگاه شده اند و به ميگ 23 ها دستور داده اند تا به سمت فانتومها پرواز كنند و آنها را رهگيري نمايند . ميگ 23 هاي عراقي قصد گردش و حركت به سمت فانتومها را داشتند اما خوشبختانه فرصتي پيدا نكردند . اولين فينيكس به ميگ 23 جلويي برخورد كرد و آن را به تلي از آتش بدل كرد . كمك خلبان تامكت سلطان 7 فريادي از خوشحالي كشيد . با اين وجود به نظر ميرسيد كه موشك فينيكس دوم به هدف برخورد نكرده اما لحظاتي بعد كمك خلبان متوجه شد كه دومين ميگ 23 نيز در حال سقوط به طرف زمين است . به احتمال زياد موشك به خود هواپيما برخورد نكرده بود اما فيوز مجاورتي آن منفجر شده بوده و سرجنگي قوي موشك فينيكس كار ميگ 23 عراقي را يكسره كرده بود . تا اين لحظه 2 فروند ميگ 23 عراقي نابود شده بودند ، اما خدمه تامكتها فرصتي براي شادماني نداشتند چون هنوز 2 فروند ميگ 23 ديگر در منطقه حضور داشتند كه ممكن بود خطراتي براي فانتومها ايجاد كنند . ميگ 23 هاي باقي مانده كاملا گيج شده بودند و نميدانستند چه بايد بكنند ، آنها ابتدا به سمت جنوب تغيير مسير دادند ولي بعد به سمت غرب تغيير مسير دادند و پس از آن شروع به كاهش ارتفاع نمودند . آنها هنوز هم نميدانستند كه چه چيزي و از چه سمتي آنها را مورد حمله قرار داده است . صدقي و طيبي با دقت فعاليت آنها را بر روي رادارهايشان زير نظر داشتند و منتظر موقعيت مناسبي براي شكار آنها بودند . شوك ناشي از متلاشي شدن 2 فروند ميگ 23 در مقابل چشمان خلبانان ميگ 23هاي باقي مانده باعث شد تا آنها دو اشتباه بزرگ انجام بدهند . يكي اينكه به سمت غرب راه افتادند و پشت خود را به سمت تامكتها نموده بودند (اكنون تامكتها دقيقا در پشت آنها قرار گرفته بودند) و ديگر اينكه كاهش ارتفاع داده بودند و باعث شده بودند تا تامكتها در ارتفاع بالاتري قرار بگيرند كه براي حمله بسيار ايده آل تر بود . تامكتها براي چند لحظه پس سوز موتورهايشان را روشن كردند تا به سرعت مناسبي برسند و فاصله شان با فلاگر ها كمتر شود .



خدمه دو تامكت اكنون خودشان را براي شليك موشكهاي اسپارو به طرف فلاگر هاي عراقي كه فقط 12 كيلومتر جلوتر از تامكتها بودند آماده ميكردند . اينبار نوبت طيبي بود كه وارد عمل شود ، بنابر اين صدقي 2000 پا از او فاصله گرفت تا مواظب اطراف باشد و چنانچه هنوز جنگنده عراقي ناشناخته اي در منطقه باقي مانده بود آن را رهگيري كند . لحظاتي مانده به شليك موشكهاي اسپارو ‏، طيبي با صدقي تماس گرفت و اعلام كرد كه در CSD جنگنده اش مشكلاتي بوجود آمده است . ساختار سيستم تسليحات تامكت بگونه اي است كه بدون داشتن يك CSD فعال و بدون مشكل كار رهگيري دشمن و شليك موشك كاملا غيرممكن است .
طيبي ميتوانست مشكل را حل نمايد ، برنامه ريزي مجدد CSD در حدود 5 دقيقه زمان ميبرد و 6 تا 8 دقيقه نيز نياز بود تا سيستم ناوبري هواپيما اصلاح گردد . اما او در 300 كيلومتري عمق اسمان عراق قرار داشت و فرصت و سوخت كافي براي انجام اينكار ها نداشت . بدون CSD ، طيبي فقط ميتوانست از مسلسل هواپيما استفاده كند و براي برگشت به فضاي امن ايران نيازمند شانس زياد و اسكورت از سوي جنگنده ديگري ميبود . صدقي كه از اين مشكل آگاه شده بود و ميدانست كه طيبي فرصتي براي رفع مشكل ندارد به او دستور داد كه از ادامه مسير خودداري كند و به سمت منطقه اي كه تانكرها در آنجا در حال گردش بودند برگردد و منتظر بماند . و خودش نيز به دنبال ميگ23هاي باقي مانده به راه افتاد . صدقي موشك حرارتي را مسلح كرد و به دنبال ميگ 23 ها به راه افتاد . وي يكبار ديگر نيز از پس سوز استفاده نمود تا به سرعت دست يابد . اكنون صدقي به نزديكي فلاگر ها كه در 10000 پايي پرواز ميكردند رسيده بود . در 1500 متري آنها ، صدقي صداي قفل موشك سايدوايدر را شنيد اما قبل از آنكه بتواند موشك را شليك كند ، فلاگر ها به يكبباره از هم جدا شدند و ليدر به سمت راست گردش كرد و وينگ من هم به سمت چپ . مسلما آنها اكنون از حضور تامكت مطلع شده بودند . صدقي بلافاصله به راست گردش كرد و به دنبال ليدر رفت . فلاگر عراقي سعي در انجام مانورهاي شديد جهت جلوگيري از شليك موشك توسط صدقي داشت اما بالاخره صدقي توانست تا بر روي فلاگر قفل كند و موشك سايدوايندر را به طرفش شليك كند . ثانيه هايي بعد موشك به هدف برخورد كرد و آن را متلاشي كرد . هنوز لحظاتي از متلاشي شدن فلاگر عراقي نگذشته بود كه كمك خلبان صدقي به وي خبر داد كه آخرين ميگ 23 دقيقا در پشت سر آنها قرار دارد و همچنين سوخت چنداني براي آنها باقي نمانده است .
در حال پرواز با سرعت 520 مايل بر ساعت ، با سوخت نه چندان زياد و با يك ميگ 23 دقيقا در پشت سر ، صدقي مانوري شبيه مانور كبرا انجام داد . اين مانور باعث شد تا سرعت وي در چند ثانيه به يكباره از 520 مايل بر ساعت به 150 مايل بر ساعت كاهش پيدا كند . اما خلبان آخرين ميگ 23 كه انتظار چنين مانوري را نداشت غافلگير شد و به يكباره از صدقي جلو افتاد . اكنون صدقي در پشت سر فلاگر عراقي قرار گرفته بود ، وي مجددا پس سوز را روشن كرد تا به سرعت دلخواه برسد سپس يك تير موشك حرارتي سايدوايندر روانه فلاگر عراقي كرد . اين مشوك نيز همانند 3 موشك قبلي به هدف اصابت كرد و باعث شد تا فلاگر عراقي منهدم شود . پس از منهدم كردن آخرين فلاگر عراقي ، صدقي پس سوز را خاموش كرد و با سرعت عادي به سمت تانكرها به راه افتاد . وي در تماس با سلطان 9 وضعيت خود را اطلاع داد و همچنين متوجه شد كه تمام فانتوم ها به سلامت به تانكر ها رسيده اند و پس از سوختگيري راهي آسمان ايران شده اند . پس از لحظاتي صدقي و كمك خلبانش توانستند تانكر سوخترسان را ببيند در حاليكه فانتومهاي سلطان 1 و سلطان 3 آن را اسكورت ميكردند . صدقي توانست همانند ساير پرنده هاي حاضر در عمليات به راحتي سوختگيري نمايد و به سلامت به آسمان ايران اسلامي برگردد .
بعد از عمليات مشخص شد كه فانتومهايي كه به پايگاه هوايي الهوريه حمله كرده بودند ، علاوه بر وارد كردن خسارات جدي توانسته اند تا 2 فروند ميگ 21 و يك فروند Mi-8 را نيز بر روي زمين از بين ببرند . همچنين حداقل يك متخصص فرانسوي در جريان حمله به هلاكت رسيد و يك نفر ديگر نيز زخمي شد . بعد از اين جريان تمامي متخصصان فرانسوي به فرانسه بازگشتند . همچنين بعدا مشخص شد كه 3 خلبان از 4 خلباني كه ميگ 23 هايشان توسط صدقي ساقط شده بود كشته شده اند كه از جمله آنان ميتوان به كاپيتان احمد صباح (شكارچي 2 فروند F-5E ايراني در روز اول جنگ) اشاره كرد .


+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

موشک سطح به هوای Tor M1 یک سیستم جامع دفاع هوایی سیار است که برای دفاع در برابر هواپیما/هلی کوپتر/پهپاد و موشک های هدایت شونده در ارتفاع متوسط ، پایین و خیلی پایین طراحی شده است . این سیستم قادر به عملکرد در مناطقی است که در معرض اغتشاشات شدید راداری و jaming  قرار دارند و نیز امکان پرتاب از لانچرهای متحرک را دارا است .

هر یک از گردان های دفاع هوایی Tor M1 روسیه شامل 3-5 گروهان است که هر یک از آنها به 4 دستگاه لانچر متحرک مجهز شده اند . هر یک از این لانچر ها نیز حامل 8 فروند موشک آماده پرتاب هستند که با سیستم های کنترل آتش ، رادارها و بخش فرمان در ارتباطند. این لانچرها به صورت کاملا مستقل عمل کرده و در حالت سکون یا در حال حرکت قادر به شلیک می باشند .

در این سیستم پدافندی، زمان لازم برای سازماندهی و آماده سازی مجموعه برای رهگیری، 3 دقیقه و زمان واکنش از هنگام تشخیص هدف تا پرتاب موشک 8-5 ثانیه است . زمان واکنش در حالت سکون تقریبا 4-3 ثانیه ودر هنگام حرکت 10 ثانیه می باشد . هر واحد پرتاب، همزمان امکان پرتاب موشک به دو هدف جداگانه را دارد .

Tor M1 می تواند تا 48 هدف را (با سطح مقطع راداری دست کم برابر با 0.1 متر مربع) در حداکثر فاصله ای معادل 25 کیلومتر تشخیص داده و رهگیری کند و همزمان بر روی دو هدف در فاصله یک تا 12 کیلومتری که با سرعت 700 متر بر ثانیه پرواز می کنند قفل کند.

احتمال اصابت این موشک ها به هدف در فاصله 10 تا 6000 متری، 92% تا 95% ادعا شده است.

پیشرانه این موشک را یک راکت سوخت جامد تک مرحله ای تامین می کند. این موشک ها قابلیت مانور تا شتاب  30g را دارند و حامل سرجنگی 15 کلیلوگرمی می باشند که با یک فیوز مجاورتی فعال می شود.

همانطور که اشاره شد این سیستم ها قابلیت رهگیری موشک های کروز را نیز دارا هستند. احتمال اصابت این سیستم در مقابل موشکهای کروز و سلاحهای هدایت شونده بین 0.6 تا 0.9 گزارش شده است. اولین کاربر سیستم tor  بخش دفاع هوایی ارتش روسیه بود که از 100 واحد sa-15 استفاده کرد . نیروی دریایی روسیه نیز از نمونه دریایی آن یعنی sa-n-9 بهره می گیرد. در سال های 1997 تا 2000 نیز چین 50 سیستم از این پدافند را خریداری کرد که احتمال می رود بعدا 25 سیستم دیگر نیز به سفارشات خود اضافه کرده باشد.

پس از آن ارتش یونان 21 دستگاه از آن راسفارش داد . در دسامبر 2005 نیز ایران قرارداد 1 میلیارد دلاری جهت خرید 29 سیستم موشکی Tor M1 به همراه مدرنیزه کردن سیستم های نیروی هوایی و خرید قایق های گشت زنی و مواردی دیگر با روسیه منعقد نمود که گفته می شود هفتصد میلیون دلار از این رقم  متعلق به سیستم های Tor M1 بوده است.

این قرارداد با واکنش شدید و اعتراض آمیز مقامات آمریکایی مواجه شد هرچند مقامات روسی اطمینان خاطر داده اند که سیستم های مزبور را در موعد مقرر به ایران تحویل خواهند داد.

منبع : http://www.avia.ir



+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

منبع: globalsecurity

مترجم: كاوه

 

بنا به ادعاي پاره اي منابع، روسها درحال كمك به يك تيم ايراني طراحي موشك با سوخت جامد در گروه صنعتي شهيد باقري تهران هستند. هدف از اين پروژه ساخت موشكي با برد 2800 مايل مي باشد كه قابليت رسيدن به لندن و پاريس را دارد؛ همچنين يك موشك با برد 6300 مايل ( 10000 كيلومتر) كه مي تواند شهرهايي در شرق ايالات متحده را هدف قرار دهد. اين گزارشها فاقد مستندات كافي است و بسيار تخيلي به نظر مي رسد.

در ششم اوت 2003 ، نشريه ((سانكئي شيمبون)) به نقل از منابع نظامي گزارش داد كره شمالي درصدد صادر كردن قطعات موشك Taepo Dong-2 به ايران است؛ جايي كه كارشناسان كره شمالي قطعات موشك را در تاسيساتي در نزديكي تهران مونتاژ خواهند كرد. مذاكرات بين كره شمالي و ايران در سال 2002 آغاز شد و انتظار مي رفت در اكتبر 2003 به سرانجام برسد.

در مي 2004 ، ميدل ايست نيوزلاين ((Middle East Newsline)) به نقل از منابع اطلاعاتي غربي گزارش داد تهران با پيونگ يانگ در مورد خريد موشك Taepo Dong-2، به عنوان اولين موشك بالستيك قاره پيماي ايران كه مي تواند به عنوان پرتاب كننده ماهواره به فضا نيز مورد استفاده قرار گيرد ، مذاكره كرده بود. همچنين ادعا شده است كه كره شمالي در سال 2003 در مورد موشك Taepo Dong-2 با ليبي و سوريه نيز وارد مذاكره شده ؛ اما هيچ يك از اين دو كشور تمايل جدي در اين خصوص ابراز نكرده اند.

در 16 فوريه 2005 درياسالار Lowell E. Jacoby ، مدير آژانس اطلاعات دفاعي نيروي دريايي آمريكا تصديق كرد كه ايران قابليت فني ساخت موشك بالستيك قاره پيما را تا سال 2015به دست خواهد آورد. هنوزعزم ايران در عملي كردن ساخت چنين موشكي در پرده ابهام است.

 


+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

-----------------------------------

-

موشک شهاب ۳

-----------------------------------

از سال 1986 گزارشهاي دريافتي از ايران حاکي از برنامه توسعه و پيشرفت موشک بالستيکي ميان بردي بود که نامهاي مختلفي از قبيل Shahab 3،Shihab Shehob 3 و يا Zelzal براي آن برگزيده شده بود.در سال 1993 ايران و کره شمالي همکاريهاي بسيار نزديکي را در جهت برنامه توسعه و پيشرفت موشکهاي سوخت مايع يک مرحله اي No-dong 1 و No-dong 2 آغاز کردند و احتمالا در همان زمان پاکستان نيز براي توسعه و پيشرفت موشکهاي Ghauri1/2 خود به اين برنامه ملحق شد. طراحي موشک No-dong کره شمالي بر اساس تکنولوژي ساخت موشک روسي SCUD B بنا نهاده شده بود که بعدها نيز امتياز ساخت موشکهاي SCUD B و SCUD C را نيز در اختيار کره شمالي قرار داد و آنها نيز نسخه بعدي آن را به ايران فروختند.

موشکهاي No-dong و شهاب ٣ که به نظر مي‌آيد طراحي آنها بر اساس موشکهاي SCUD مدل B و C باشد شايد تنها در مقياس (کوچکتر يا بزرگتر بودن) تفاوت اندکي با هم داشته باشند.

گزارشهاي ارسالي از ايران حاکي از آن است که ايران در حال بررسي خريد امتياز موشک شهاب No-dong کره شمالي و مجموع 150 فروند از اين موشکها مي‌باشد. همچنين ايران در نظر دارد که تمامي مراحل آزمايش برد و پرتاب اين نوع موشکها را در داخل خاک ايران انجام دهد،زيرا کره شمالي با شرايط سختي براي اين آزمايشها از قبيل :عدم صدور مجوز براي پرواز اين موشکها بر فراز خاک ژاپن از سوي اين کشور و فشار وارده از سوي چند کشور جهان از جمله آمريکا به کره شمالي براي ترک سريع برنامه‌هاي موشکي ايران روبه رو است .

 

در سال 1997 ايران مشغول انجام آزمايش و تست هفت موتور براي توسعه ي برنامه هاي موشکي خود بود که اين موشک شهاب ٣ ناميده ميشد. منابع خبري معتقدند که کره شمالي در فاصله سالهاي 1994 تا 1995 تعداد اندکي موشک احتمالا 5 تا 12 فروند No-dong به همراه 4 خودروي مخصوص حمل موشک به ايران تحويل داده است و اين تحويل‌ها به علت فشار چندين کشور به کره از جمله آمريکا متوقف شد و بار ديگر از سال 1997 از سر گرفته شد. آنچه به نظر مي‌رسد اين است که توسعه و ظهور موشک شهاب ٣ ابتدا با مجوز صنايع هوافضاي ايران ودر نهايت مجلس به انجام رسيد و وظيفه آزمايش و نگهداري و عملياتي نگاه داشتن آن به صنايع موشکي همت در تهران سپرده شد که اين مرکز با در اختيار داشتن موتورهاي موشک و تانکرهاي سوخت ساخته شده در يک مرکز بزرگ و وسيع زير زميني واقع در خوجان به خوبي از انجام ماموريت محوله برآمده است.

در آوريل 1998 برنامه پرواز آزمايشي موشک بالستيکي ميان برد خود را که نام Ghauri 1 يا Hatef برآن نهاده شده بود به اجرا گذاشت که به نظر مي‌رسيد بسيار شبيه موشکهاي شهاب ٣ ايران و No-dong کره شمالي باشد که در نهايت باعث امضاي توافقنامه اي مشترک براي ساخت کمپاني‌اي واحد جهت برنامه‌هاي موشکي ميان سه کشور مزبور شد. به نظر مي‌رسد که تکنولوژي ساخت موشکهاي No-dong 1 و No-dong 2 از کره شمالي به ايران و پاکستان فرستاده شده است و به همين دليل موشکهاي شهاب ٣ و Ghauri 1 يا Hatef 5 بسيار به هم شبيه هستند. اولين برنامه پرواز آزمايشي موشک شهاب ٣ در ژولاي 1998 انجام شد دو فروند از اين نوع موشک نيز در سپتامبر 1998 به نمايش عمومي در آمد. يک منبع وابسته به منابع اسرائيلي گزارش کرد که ايران در حال ساخت و توسعه يک کلاهک هسته اي براي موشک شهاب ٣ مي‌باشد ، اما اين گزارشات از سوي مقامات ايراني تائيد نشده است. در سپتامبر 2000 يک موشک شهاب 3 مدل D آزمايش شد که ايرانيها عنوان کردند که از آن به عنوان نخستين وسيله پرتاب ماهواره در ايران استفاده خواهند کرد. اين موضوع نشان مي دهد که موتور استاندارد شهاب ٣ ابتدا يک موتور با سوخت جامد دو مرحله اي بود.

برد موشك‌هاي نسل جديد «شهاب ۳»، در مقايسه با سري قبلي حدود ۱۰۰ درصد ارتقا پيدا كرده و از ۱۳۰۰ كيلومتر به ۲۵۰۰ كيلومتر افزايش يافته و خطاي هدف‌گيري که در نسل قبلي نسبت به برد آن ۸ در ده‌هزار بوده، در نسل جديد، به ۲ در ده‌هزار كاهش يافته است. نكته ديگر، سيستم اختصاصي ناوبري موشك‌هاي شهاب است كه موجب شده كساني كه ادعا دارند ايران اين موشك ها را از كشورهاي ديگر تهيه كرده است، اما اين سيستم ناوبري و الكترونيكي ساخته شده توسط متخصصان ايراني، جاي شبهه اي را باقي نگذاشته است. اين سيستم علاوه بر آنكه قدرت شناسايي و اصابت به اهداف را به گونه اي بسيار دقيق در اختيار ايران قرار داده است كه علاوه بر اطمينان از برخورد موشك به هدف موردنظر، در صورت خروج از مسير تعيين شده نيز مي تواند آن را تصحيح كرده و درصد اطمينان از برخورد را به نحو چشمگيري افزايش دهد. نكته ديگر در خصوص بهينه سازي استفاده از موشك هاي شهاب، تغيير زاويه شارژ موشك شهاب است كه از اين پس با زاويه صفر با سطح افق مورد استفاده قرار مي گيرد. اين تغيير موجب مي شود تا فواصل آماده سازي شليك موشك ها كمتر شده و قدرت متحرك سازي شليك ها را افزايش مي دهد تا شليك هايي نامحدود در زمانهاي كوتاه را شاهد باشيم.

-----------------------------------

مشخصات:

عملكرد: موشك بالستيك ميان برد 

سازنده:سازمان هوا و فضاي ايران

طول:16.58 متر

وزن:1780 كيلوگرم  در مدل اوليه و 2.180 كيلوگرم در مدل هاي بعدي 

 

قطر: 1.38 متر 

برد: 1300 كيلومتر در مدل اول و 2500 كيلومتر در مدل هاي بعدي 

موتور: موتور تك مرحله اي با سوخت مايع در مدل اوليه و سوخت جامد در مدل بعدي

وزن پرتاب: 17480 كيلوگرم 

كلاهك:بين 700 تا 1200 كيلوگرم

دقت: 190m CEP

-----------------------------------

----------------------------------

----------------------------------

موشکهای شهاب ۴ و ۵

-----------------------------------

پاکستان در ماه آوريل 1999 يک فروند موشک Ghauri 2 يا Hatef 6 را آزمايش کرد که يک نسخه بلندتر از موشک Ghauri 1 بود و داراي حداکثر برد معادل 2500 کيلومتر بود. ممکن است که موشک شهاب ۴ شبيه Ghauri 2 باشد.
پيشرفت و توسعه شهاب ۴ هنوز واضح و شفاف نيست، اگرچه اسرائيليها معتقدند که اين موشک تا سال 2001 وارد خدمت خواهد شد اما تا جولاي 2001 هيچگونه آزمايش پروازي نداشته است. ايرانيها اعلام کرده اند که در حال طراحي يک وسيله براي پرتاب ماهواره هستند و موشک شهاب ۴ ممکن است اولين نامزد و وسيله براي براي انجام اين ماموريت باشد.هرچند به جزئيات بيشتري در اين باره اشاره نشده است.اما ايرانيها به خوبي به اين مساله واقفند که اجراي اين برنامه بدون عقد قرارداد با هيچ شرکت خارجي بسيار سخت و طاقت فرسا خواهد بود.

گزارشهاي رسيده حاکي از آن است که ايران توسعه برنامه موشکي ديگري با عنوان شهاب ٤ را در دستور کار قرار داده است. اين برنامه در سال 1997 شناخته شد. گزارشهاي مختصري از منابع اسرائيلي حاکي از آن است که ايران در ساخت موشک شهاب ٤ از متحد قدرتمند و مخصوصش يعني روسيه کمک گرفته است . آنها معتقدند که تکنولوژي ساخت موشک شهاب ٤ برگرفته از يک نوع موشک بالستيکي ميان برد روسي به نام SS-4 Sandel يا همان R-12 که براي اولين بار در سال 1958 وارد خدمت شد . هر چند اين مساله توسط ايران و روسيه کاملا مخفي نگاه داشته شده است. 

گزارشهاي رسيده از داخل ايران حاکي از اين است که ايرانيها در حال برنامه ريزي براي توسعه يک موشک بالستيکي با بردي معادل 4000 کيلومتر هستند که وسيله بسيار مناسبي براي پرتاب ماهواره مي‌باشد و اين شايد سر آغاز طراحي و ساخت شهاب ٥ يا ۶ باشد. آنچه ممکن به نظر مي‌رسد اين است که شهاب ٥ بر اساس موشک Taepo-dong 1 به عنوان يک وسيله پرتاب فضايي (SLV) طراحي و ساخته خواهد شد. 

برخي گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه موشك «شهاب 4» بر اساس ويژگي‌هاي موشك «SS-4» ساخت شوروي تهيه شده است. گزارشهاي ديگر حاكي است كه موشك «شهاب 5» با برد بيشتر نيز وجود دارد كه بر اساس ويژگي‌هاي موشك Tapeo Dong يا SS-4 ساخته شده است. مي‌گويند اين موشك تا 4 هزار كيلومتر برد دارد و بيش از يك تن مواد را مي‌تواند حمل كند. ايران ممكن است دو برنامه موشكي ديگر شامل سيستم‌هاي دوربردتر داشته باشد كه گزارش‌هاي متعددي در خصوص حداكثر برد آن مطرح است بردهايي كه اين گزارش‌ها ذكر كرده‌اند، عبارتند از 3650 كيلومتر،‏ 4500 تا 5000 كيلومتر‏، 6250 كيلومتر و ده‌هزار كيلومتر.

به نظر مي‌رسد كه ايران موفق به دستيابي به جزييات فناوري و طراحي موشك روسي SS-4 شده است. موشك SS-4 كه به موشك R-12 يا Sandal نيز معروف است، يك موشك روسي قديمي با سوخت مايع است كه براي اولين بار در سال 1959 به خدمت گرفته شد و احتمالاً به عنوان اجراي بخشي از پيمان IRBM نابود شده است. اين موشك بسيار بزرگ است و فناوري آن به اوايل دهه 1950 مربوط مي‌شود، البته بين سال‌هاي 1959 و 1980 دوبار نوسازي شده است. خطاي اين موشك 2 تا 4 كيلومتر و حداكثر برد آن دو هزار كيلومتر است و معنايش اين است كه فقط با يك كلاهك اتمي يا يك سلاح بيولوژيكي نزديك به مرگباري سلاح‌هاي هسته‌اي كارايي دارد. در عين حال فناوري كلي موشك SS-4 نسبتا ساده و نزديك به 1400 كيلوگرم وزن دارد. 

گزارش‌هاي فزاينده‌اي وجود دارد كه نشان مي‌دهد ايران ممكن است از تكنولوژي‏هاي روسي براي توسعه موشك‌هاي دوربرد خودش كه با بردهاي 2000 تا 6250 كيلومتر استفاده كند. منابع اطلاعاتي اسرائيل و آمريكا گزارش داده‌اند كه ايران در حال توسعهء موشك‌ «شهاب 4» با برد ۳000 كيلومتر است و مي‌تواند تا حدود 2000 پوند مواد حمل كند و خطاي آن حدود 2400 متر است. برخي از برآوردها نشان مي‌دهد كه سيستم اين موشك سال 2004 تا 2005 عملياتي خواهد شد. معاون وزارت خارجه در امور خاور نزديك در 28 جولاي 1998 گواهي داد كه آمريكا برآورد مي‌كند اين سيستم هنوز جهت تقويت موتورها و سيستم هدايتي خود نياز به كمك خارجي بيشتري دارد. 

 

  برد موشک شهاب ۳


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

نیروی هوایی شاه بیش از 450 جنگندهء پیشرفته نظامی داشت که سرآمد آنها جنگنده اف14 تامکت و حدود 5000 خلبان بسیار ماهر بود. در آن زمان، شاه ایران، با خریدهای سنگین نظامی، اهدافی فراتر از منطقهء پرآشوب خاورمیانه را جستجو می کرد. نیروهای نظامی ایران، قرار بود به هنگام حملهء اتحاد شوروی، دوشادوش نیروهای ناتو در مقابل نفوذ کمونیسم پایداری کنند. طبق برنامه ریزی انجام شده، نیروی هوایی ایران تا پایان سال ۱۳۶۲ شمسی، به استعداد حدود ۱۰۰۰ فروند هواپیما دست می یافت. بدین ترتیب رژیم بعث عراقی که از دشمنان دیرین ایران بود، جرات تجاوز به ایران پیدا نمی کرد. ایران با داشتن چنین توانی، ژاندارم منطقهء خلیج فارس به شمار می رفت و به راحتی می توانست حکام یاغی منطقه را سرکوب کند.



در سال 1979 (1357 خورشیدی) تعداد پرستل نیروی هوایی بالغ بر 100 هزار نفر بود که از نظر تعداد نفرات، مهارت و کارآزمودگی و استفاده از تکنولوژی روز، جزء سه نیروی هوایی برتر در جهان (پس از ایالات متحده آمریکا و روسیه) محسوب می شد.




اطلاعات موثق از قابلیتهای این نیرو در دوران پس از انقلاب به سختی بدست آمده است هر چند که به نظر می رسد در سال 1987 (1366) تعداد قابل توجهی از هواپیماهای این نیرو به دلیل نبود قطعات یدکی، زمین گیر شده بودند.
امروزه در مجموع تعداد 14 پایگاه هوایی فعال هستند: اهواز، بندرعباس، بوشهر، چابهار، دزفول، دوشان تپه (تهران)، قلعه مرغی (تهران)، همدان، اصفهان، مشهد، مهرآباد (تهران)، شیراز، تبریز و زاهدان. جنگنده های ساخت روسیه در همه جای ایران یافت می شوند و ماموریتهای مختلفی مانند حمله به اهداف زمینی، ماموریتهای آموزشی و رهگیری انجام می دهند.
بندرعباس، بوشهر، دزفول، همدان، تبریز و مهرآباد مراکز اسکادرانهای بمب افکن هستند. شیراز سرفرماندهی اسکادران شکاری را دارد. همچنین ماموریتهای آموزشی از پایگاههای مهرآباد، دوشان تپه و اصفهان انجام می شود. شیراز همچنین محل اصلی اسکادرانهای ترابری نیروی هوایی نیز می باشد.
قبل از وقوع انقلاب 1979، نیروی هوایی (ایران) از 15 اسکادران جنگنده و جنگنده - بمب افکن با قابلیتهای شناسایی تشکیل شده بود. ضمن اینکه یک اسکادران از هواپیماهای سوخت رسان (تانکر) جهت عملیات پشتیباتی وجود داشت.
در سال 1986 (1365) به دلیل ترک خدمت پرسنل (در زمان انقلاب) و کمبود قطعات یدکی (به دلیل تخریم) تعداد اسکادرانهای شکاری، شکاری - بمب افکن به هشت اسکادران و شناسایی به یک اسکادران کاهش یافته بود. این تعداد نیرو به وسیله ی دو تانکر سوخت رسان و 5 اسکادران سبک ترابری پشتیبانی می شدند. همچنین تعداد 76 فروند هلیکوپتر و 5 اسکادران از موشکهای زمین به هوا (سام) این نیرو را تکمیل می کردند.
سرفرماهدهی نیرو در پایگاه هوایی دوشان تپه (نزدیک تهران) واقع شده بود. پایگاه هوایی بزرگ تهران (مهرآباد) بزرگترین فرودگاه غیرنظامی ایران بود. سایر پایگاههای هوایی عملیاتی عبارت بودند از: تبریز، بندرعباس، همدان (پایگاه هوایی شاهرخی)، دزفول (پایگاه هوایی وحدتی)، شیراز و بوشهر. همچنین از سال 1980 (1359) پایگاههای هوایی اهواز، اصفهان (پایگاه هوایی خاتمی) و بندر بهشتی (؟) عملیاتی شده بودند.
در دهه ی 1970، ایران هواپیماهای بسیار پیشرفته ای را خریداری کرد. در آن زمان ایران دارای 77 فروند F-14A به اضافه ی 166 فروند جنگنده ی F-5 و 190 فروند شکاری – بمب افکن F-4 بود که به ایران توان بالقوه و قدرتمندی را جهت دفاع می دادند. در اواخر دوران سلطنت، شاه فقید ایران سفارش تعداد زیادی جنگنده ی F-16 و F-18 به همراه شراکت در تولید آنها را به ایالات متحده داده بود. ولی پس از انقلاب، قراردادهای نظامی منعقد شده، فسخ گردیدند.

سیستم دفاع هوایی هاوک

در بدو تشکیل نیروی هوایی، این نیرو وظیفه ی دفاع هوایی را بر عهده داشت. سیستم های پیش اخطار ابتدا تحت لوای پیمان سنتو به وجود آمدند. این نیرو در دهه ی 1970 با تجهیزات پیشرفته شبکه ی رادار مجهز شد. در اواخر سال 1977 (1356) به منظور تکمیل سیستم راداری و ایجاد پوشش بر روی خلیج فارس، ایالات متحده با فروش هفت فروند بوئینگ 707 پیش اخطار هوایی (آواکس) به ایران موافقت کرد. با وقوع انقلاب، ایالات متخده فروش آواکس ها را منتفی اعلام کرد زیرا از بابت لو رفتن تکنولوژی پیشرفته ی آنها احساس خطر می کرد.
سخن آخر اینکه نیروی هوایی (ایران) در اواسط دهه ی 1980 سه گردان موشک انداز سام (زمین به هوا مانند سام6 و سام2) و هشت گردان موشک انداز هاوک خود را (کل پروژه شامل 1800 فروند موشک) بهینه سازی نمود. این بهینه سازی منجر به ایجاد پنج اسکادران جدید شامل موشکهای زمین به هوای رپیر و تایگر گردید. توانایی این بهینه سازی به دلیل فروش قطعات پیشرفته در سالهای 1985 و 1986 از سوی واشینگتن به ایران ناشی شده است. (این ماجرا سرانجام به دلیل برخی سوء استفاده های گروههای داخلی در ایران افشا شد در جریان این معاملات پنهان، ایالات متحده سعی کرد به نحوی با فروش سلاح و قطعات هواپیماهای جنگنده به ایران نزدیک شود)
بزرگترین مرکز تعمیر و نگهداری هواپیماهای نیروی هوایی ایران در پایگاه هوایی مهرآباد واقع است. این مرکز به نام شرکت صنایع هواپیمایی ایران (IACI) شناخته می شود و در صورت تامین قطعات یدکی مورد نیاز، تعمیرات سنگین انواع هواپیماهای نظامی، در این مرکز انجام می شود.
زمانی که در سال 1980 عراق به ایران حمله کرد، اف14 های ایران که به موشکهای دوربرد فونیکس مجهز بودند و می توانستند 6 هدف را در فاصله ی 80 کیلومتری همزمان مورد هدف قرار دهند، ضربات جبران ناپذیری بر نیروی هوایی عراق وارد کردند، به طوری که عراق برای حفظ توان نیروی هوایی اش، قسمت عمده ای از هواپیماهایش را به نزدیکی مرز اردن منتقل کرد. (مجموعه پایگاههای الولید موسوم به H3)
توانایی جنگنده های اف4 و اف14 با استفاده از سوختگیری هوایی از طریق تانکرهای 707 که برد عملیاتی آنها را به حدود 2500 کیلومتر توسعه می داد، بسیار افزایش یافته بود.
اف14 های ایرانی در نقش یک آواکس کوچک انجام وظیفه می کردند. آنها عملیات جنگنده های عراقی را با رادارهای بسیار قدرتمند خود به فرماندهان دفاعی ایران گزارش می کردند. به همین دلیل جنگنده های میراژ اف1 عراقی (F1-EQ) در وضعیت ارتفاع پائین و با سرعت زیاد پرواز می کردند زیرا اف14 ها در رهگیری ارتفاع پائین محدودیت داشتند. بدین روش چندین جنگنده ی اف14 ساقط شدند.
(بنابر اعلام منابع نظامی خارجی، تعداد 13 فروند اف14 از سال 1977 در ایران ساقط شده است که از این تعداد دو فروند در قبل از انقلاب، 4 فروند در جریان جنگ با عراق و مابقی بر اثر نقص فنی یا شلیک اشتباهی پدافند ایران بوده است)
پدافند هوایی ایران در زمان جنگ مبتنی بر استفاده از موشکهای زمین به هوای HAWK استوار بود که به طور عمده برای دفاع از تاسیسات حساس نظامی مورد استفاده قرار می گرفتند. استراتژی دفاع هوایی ایران نیز مبتنی بود بر استفاده از جنگنده های شکاری رهگیر نظیر اف14.
البته ایران به علت برخی مشکلات در تهیه ی قطعات و ملزومات موشکها و لانچرهای هاوک، هیچگاه نتوانست استفاده ی موثری از این موشکهادر جریان جنگ ببرد و نتوانست دفاع محکمی در برابر تاسیسات کلیدی صدور نفت در جنوب کشور ایجاد کند. هرچند با همین توان محدود تعداد قابل توجهی از جنگنده های عراقی توسط موشکهای هاوک سرنگون شدند.
در سال 1987 (1367) به دلیل کمبود شدید قطعات یدکی، حدس زده می شد که تنها 35 فروند از 190 فروند اف4 فانتوم در خدمت بوده باشند. در آن سال یک اف4 پایگاه بوشهر (برای کمک به جنگنده های عراقی جهت حمله به تاسیسات نفتی خارک) توسط اف15 های عربستان سعودی سرنگون شد.
همچنین تعداد اف5 های عملیاتی نیز از 166 فروند به 45 فروند کاهش یافته بود. در آن سال از 77 فروند اف14 نیز تنها 10 فروند عملیاتی باقی مانده بودند. در آن سالها تهیه قطعات و تعمیر و نگهداری جنگنده ها آسیب بسیاری دیده بود که دلیل آن هم تحریم فروش قطعات از طرف ایالات متحده به ایران بود.
چین و کره ی شمالی به واسطه ی سیاست مستقل خود در فروش ادوات نظامی، تنها کشورهایی بودند که این تجهیزات را به ایران می فروختند. در سال 1987 (1367) گزارش های تایید نشده ای درج شد مبنی بر اینکه ایران سفارش خرید جنگنده ی F-6 (همان MiG-19SF) را به چین ارائه داده است و خلبانان ایرانی در کره ی شمالی آموزش های لازم را می بینند.
اسکادران هواپیماهای شکاری - رهگیر ایران سعی می کرد با همان امکانات بسیار محدود خود، وظایف خود را به انجام برساند. در جریان یک در پرواز نمایشی سال 1987 تعداد 34 جنگنده اف14 به پرواز درآمدند هرچند که حدس زده می شد تنها هشت فروند آنها عملیاتی بوده باشند. همچنین حدس زده می شد که تعداد 5 فروند تامکت نیز به نقشی غیرعملیاتی تغییر یافته باشند. هرچند معلوم نبود که این 5 فروند در اسکادران عملیاتی 10 فروندی حضور دارند یا خیر.
هرچند تکنیک های فنی جنگنده های شکاری غربی که در اختیار ایران قرار داده شده است، اغلب ناممکن است که از منابع غیرغربی بدست آمده باشد چرا که این چنین توانسته بود اسکادرانهای شکاری ایران را با قابلیتهای جدید به نمایش بگذارد.

تنها خرید مهم نظامی ایران، تحویل 46 فروند جنگنده ی آموزشی پیلاتوس یا PC-7 از سوئیس بود. همچنین ایران درخواستی را برای خرید سه فروند هواپیمای باری C-1 ساخت کاواساکی و یک رادار سه بعدی دفاع هوایی از ژاپن ارائه داد که تحویل این محموله ها تا سال 1987 محقق نشده بود. همچنین گزارشهایی وجود داشت که نشان می داد ایران قصد خرید 30 فروند هلیکوپتر مدل 500D از آرژانتین را داشته است.

 

جنگنده های عراقی موجود در ایران

در اوایل سال 1991 و همزمان با شروع عملیات طوفان صحرا جهت پایان دادن به اشغال کویت، عراق 350 فروند هواپیمای پیشرفته نظیر میگهای 27 ، 29 ، 31 ، توپالف22 ، سوخوی24 ، 25 ، 27 ، میراژ اف1 و ایلوشین76 به ارزش 2 میلیارد دلار در اختیار داشت یا در حال ارائه سفارش برای خریدشان بود.
پس از آغاز جنگ، 115 فروند هواپیمای عراقی به ایران پرواز کردند، که البته جمع کل این هواپیماها چیزی بین 137 تا 149 فروند بود که از این تعداد، برخی در حین پرواز به ایران دچار حادثه شدند (شامل 15 فروند ایلوشین75 و تعداد از هواپیماهای مسافربری)
بر طبق ادعای یک مقام عراقی،


24 فروند میراژ اف1
4 فروند سوخوی 20
40 فروند سوخوی22
24 فروند سوخوی24
7 فروند سوخوی25
9 فروند میگ23
4 فروند میگ29
۲ هواپیمای پیش اخطار (آواکس های عدنان و القادسیه)

به ایران پرواز کردند.

یکی از میگهای21 عراقی موجود در ایران

 

بک فروند میگ۲۹ عراقی در رمپ پایگاه شکاری مهرآباد
 

 

همچنین گزارش هایی مبنی بر وجود 20 فروند توپالف22 عراقی که پیشتر توسط صدام سفارش داده شده بودند در ایران تایید نشده است.

در سال 1993 گزارش هایی منتشر شد مبنی بر اینکه روسیه قطعات یدکی این هواپیماها را تامین کرده است که شامل تسلیحات مورد نیاز این جنگنده ها و دستورالعمل های تعمیر و نگهداری این جنگنده ها بود.
در سال 1993 گزارش هایی منتشر شد مبنی بر اینکه چین تعداد نامعلومی از جنگنده های میگ29 را از ایران در عوض فروش تکنولوزی هسته ای و موشکی از ایران خریداری کرده است. این دو کشور توافق کردند تا پایان سال 1992 این معامله را صورت دهند و ایران میگهای29 عراقی را تا پایان سال 1992 به چین تحویل دهد.
همچنین در جریان ملاقات مقامات بلندپایه ی ایرانی و عراقی در سال 1998، عراقی ها درخواست کردند که هواپیماهایشان بازپس گردانده شود.
ایرانی ها همواره استفاده از هواپیماهای عراقی را انکار کرده اند. هرچند اگر قرار باشد ایران برای همیشه این هواپیماها را روی زمین بلااستفاده نگه دارد، این هواپیماها از حالت عملیاتی خارج خواهند شد و ایرانی ها قادر نخواهند بود تا سیستم های موتوری و هیدرولیک این هواپیماها را به کار بیندازند.
البته گزارش های دیگری نیز وجود دارد که نشان می دهد ایران سوخو24 های عراقی را به ناوگان نیروی هوایی ارتش خود افزوده است. همچنین سوخوهای 20 و 22 نیز توسط نیروی هوایی سپاه پاسداران در حال آماده سازی برای پرواز عملیاتی هستند.
هر چند گمان می رود که سوخوهای 25 و میگهای23 و میراژهای اف1 به سرویس خدمتی درنیآمده اند. که این نیز به دلیل فرسوده و قدیمی بودن میگهای23 و تعداد اندک سوخوهای25 نیز می تواند باشد که برای ایران صرفه ی نظامی برای کاربری ایجاد نمی کنند.
هرچند گزارش های دیگری نیز وجود دارد که نشان می دهد ایران 24 فروند میراژ مدل F-1BQ را تعمیر و آماده سازی کرده و وارد خدمت نموده است. (این تعداد بنا بر گزارش هایی، در پایگاه هشتم شکاری در مشهد آماده پرواز می باشند که گزارش سقوط یک فروند میراژ در سال گذشته، گواهی بر این مدعاست)

 

دفاع هوایی ایران
در سال 1996 تعداد پرسنل دفاع هوایی ایران حدود 18000 نفر را شامل می شد. به طور سنتی، دفاع هوایی از پایگاههای هوایی، از آموزشهای انجام شده در ایالات متحده در قبل از انقلاب 1979 الگو گرفته شده است که بر پایه ی دفاع هوایی به وسیله ی سیستم های موشکی زمین به هوا است. اما ایران از راه اندازی یک شبکه ی دفاعی سراسری و متمرکز ناتوان است و تنها به دفاع نقطه ای از مناطق کلیدی با استفاده از سیستم های موشکی زمین به هوا تکیه دارد.
در اواسط دهه ی 1990 گزارش شد که ایران نمونه ی چینی موشکهای سام SA-2 را همراه با موشکهای SA-5 و SA-6 دریافت کرده است.
به نظر می رسد تمام سیستم های موجود HAWK برجای مانده تنها 30 واحد شلیک موشکهای هاوک اصلاح شده که شامل 12 گردان به استعداد 150 پرتابگر به همراه 45 تا 60 فروند موشک سام2 (SA-2) و HQ-2J/23 (همان موشک CSA-1 چینی که از روی موشک سام2 روسی کپی شده است) باشد. برخی منابع ادعا می کنند ایران 25 پرتابگر موشک SA-6 دارد، اما برخی منابع دیگر این موضوع را رد می کنند.
(این مطلب بسیار عجیب است زیرا در طول دهه ی دفاع مقدس در اقصا نقاط تهران و شهرهای بزرگ، لانچرها به همراه موشکهای SA-6 برای تماشای مردم نصب شده بودند، به نظر می رسد نویسندهء این گزارش از این موضوع اطلاعات صحیحی نداشته است)

نمایش پرتابگر و موشکهای سام۶ در میدان بهارستان تهران (مهر ۱۳۸۴)


گزارش هایی وجود دارد که نشان می دهد ایران در طول سالهای 1995 تا 1996 تعداد 8 پرتابگر موشکهای SA-6 از روسیه دریافت کرده است. در ژانویه 1996 ژنرال ارشد نیروی دریایی آمریکا (اسکات رید) اظهار داشت که ایران به تازگی موشکهای روسی SA-6 را به دفاع هوایی خود افزوده است. (این موشکهای با قابلیت هدایت تلویزیونی، کابوسی برای خلبانان هواپیماهایی به حساب می آیند که در ارتفاع پائین یا متوسط پرواز می کنند، همچنین با سام6 می توان موشکهای اسکاد و کروز را نیز هدف قرار داد)
در سال 1997 نیروی دفاع هوایی ایران سیستم پیشرفته ی S-200 (موسوم به الماس با SA-5 که در غرب به نام گامون Gammon شناخته می شود) را دریافت کرد. این موشک سام سیستمی است برای هدفگیری اهداف در ارتفاع بسیار پائین یا در ارتفاع بسیار بالا. این موشک شتاب حرکتی متوسطی دارد و برای مانورپذیری به بالچه های نصب شده بر رویش متکی است. از اینها گذشته سیستم هدایت راداری موشک SA-5 به وسیله ی تله های الکترونیکی موسوم به Decoy آسیب پذیر است. (لیبی در مجموع بیش از 100 فروند از این موشک را به سوی هواپیماهای شناسایی SR-71 آمریکایی شلیک کرد که هیچکدام اصابت نکردند) منابع نظامی در مورد تعداد موشکهای SA-5 توافق ندارند برخی تعداد 4 مجموعه پرتابگر را تایید می کنند و برخی دیگر تعداد 10 عدد را. برخی منابع دیگر گزارش می کنند که ایران سه مجموعه ی بسیار دوربرد ساخت روسیه از SA-5 را به همراه 10 تا 15 پرتابگر در اختیار دارد که در 6 سایت مهم مستقر شده اند.

سیستم دفاع هوایی S-200 یا سام-۵

گزارش هایی وجود دارد که نشان می دهد ایران قصد دارد موشکهای بسیار توانمند SA-10 (موسوم به S-300) را خریداری نماید. SA-10 یک موشک زمین به هوای بسیار قدرتمند و بردبلند است که می تواند به اهداف هوایی در هر ارتفاعی حمله ور شود. در ابتدای سال 1994 گزارش شد که ایران شش مجموعه ی پرتابگر SA-10 به همراه 96 فروند موشک از آن را به روسیه سفارش داده است. اما تا اواخر سال 2004 هیچ کدام از آنها هنوز تحویل نشده بودند.
در فوریه 1997 قرارداد 90 میلیون دلاری فروش تعداد 36 فروند موشک SA-10 ساخت مشترک کشورهای روسیه، کرواسی و قزاقستان فسخ شد.
در 30 دسامبر سال 2000 گزارشی در روسیه منتشر شد که نشان می داد ایران به اطلاع وزیر دفاع روسیه رسانده است که مایل است سیستم های ضدموشک S-300 را خریداری کند.

سیستم دفاع هوایی S-300 یا سام-۱۰

در ماه مارس 2001 گزارش شد که روسیه معامله ی فروش موشکهای پیشرفته با ایران را به دلیل نظر مخالف ایالات متحده فسخ کرده است. اما خبرگزاری ایتارتاس گزارشی را منتشر کرد که در آن درج شده یود روسیه قرارداد فروش موشکهای زمین به هوای Tor-M1 ، Tor-M1 T و S-300 را با ایران امضاء کرده است. پس از این گزارش بود که دیگر نشانه ای از علاقه ی ایرانیان به SA-10 عنوان نشد. امروزه اطلاعات دقیقی از ادوات دفاع هوایی ایران وجود ندارد.
مراکز مهمی که باید توسط موشکهای سام مورد حفاظت قرار گیرند شامل مرکزی هسته ای در داخل تهران (امیرآباد و مرکز تحقیقات نیرو: متن) و مراکز سلاح های شیمیایی و میکروبی است.
 ایران همچنین سیستم های دفاع هوایی SA-5 را در اقصا نقاط تهران، بنادر مهم و تاسیسات نفتی مستقر کرده است تا بتواند نقش دفاع هوایی بردبلند – برد متوسط و ارتفاع بالا را در مقابل تاسیسات حیاتی کنار ساحل (خلیج فارس) به انجام برساند.
همچنین گزارش شده است که ایران موشکهای SA-2 و HAWK را دورتادور شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، بندرعباس، جزیره ی خارک، بوشهر، بندر امام، اهواز، دزفول، کرمانشاه، همدان و تبریز مستقر کرده است تا بتواند از مناطق کلیدی نظیر پایگاههای هوایی و تاسیسات مربوطه حفاظت کند، هرچند که برخی از این سایت ها، موشک به اندازه ی کافی در اختیار ندارند.
ایران تعدادی رادار مراقبت هوایی دوربرد را نیز از چین خریداری کرده است. این رادارها می توانند اهدافی را تا عمق 300 کیلومتری آسمان شناسایی کنند و اکنون این سیستم های راداری، جزء مهمی از پدافند هوایی ایران به شمار می روند. ولی حتا با کمک چین نیز، دفاع هوایی ایران نقاط کور و نفوذپذیر زیادی دارد که شاید با تجهیزات آورده شده از عراق در جریان جنگ سال 1991 این نقایص کمی جبران شوند.
پرتابگرهای موشک در سراسر ایران پراکنده شده اند تا بتوانند نقص رادار دفاع هوایی ایران را در شناسایی اهدافی که در ارتفاع پائین پرواز می کنند پوشش دهند
روی هم رفته، شبکه ی دفاع هوایی ایران که شامل فرماندهی متمرکز کنترل، گیرنده های راداری و قابلیت هایی با ایجاد اخلال الکترونیک و دفع ضدعمل الکترونیک می شود، نیاز مبرمی به شبکه ی موثرتر دفاعی دارد. این شبکه ی فعلی برای دفاع در حالت نقطه ای مناسب است.

وضعیت فعلی هواپیماهای نیروی هوایی
به سال 2000 تخمین زده می شد که فقط 40 فرود هواپیمای فانتوم از 32 فروند F-4D و 177 فروند F-4E و 16 فروند RF-4E که تا سال 1979 به ایران تحویل شده اند در خدمت باقی مانده باشد. همچنین 45 فروند از 169 فروند F-5E و F-5F و تنها 20 فروند از ۷۷ فروند F-14A تامکت قابلیت پرواز دارند.
همچنین حدود 30 فروند F-4 و 30 فروند F-5 و 35 فروند F-14 اوراق شده اند تا از قطعات آنها برای جبران نقص قطعات یدکی دیگر جنگنده ها استفاده شود.
یک گزارش دیگر نیز حاکی از این است که نیروی هوایی ایران نمی تواند بیش از هفت فروند F-14 خود را همزمان به کار گیرد. ایران ادعا می کند که موشکهای HAWK را بر روی F-14 هایش منطبق کرده تا این موشکها بتوانند نقش موشکهای هوا به هوا را ایفا کنند. (به تصویر زیر دقت کنید)

روسیه و ایران علاقهء زیادی به همکاری های نظامی با یکدیگر دارند. این امر نیز با فروش سیستم های دفاع هوایی بسیار پیشرفته ی روسی که قابلیت رهگیری و سرنگونی جنگنده های استیلت F-117 و B-2 آمریکا را دارند به اثبات می رسد.
در فوریه سال 2001 آقای آصفی (سخنگوی وزارت خارجهء ایران) اظهار داشت که: «ایران امیداوار است همکاری های نظامی مشترک نظامی با روسیه ادامه یابد. کشور ما مایل است دفاع هوایی خود را کاملن مدرنیزه کند و ما از روسیه می خواهیم تا برخی سیستم های دفاع هوایی پیشرفته ی خود را جهت پشتیبانی از ما به ایران بفروشد.»
همچنین تعداد تعداد نامعلومی از جنگنده های به روز شده و جدید سوخوی25 در سال 2003 به سپاه پاسداران ایران (IRGCAF) تحویل شده اند. این جنگنده های سوخوی25 (موسوم به فراگ فوت یا Frogfoot) در پایگاه هوایی نامعلومی استقرار یافته اند.

سوخوی25 نیروی هوایی سپاه پاسداران

در جولای 2003 ، صنایع هوافضای چینی چنگدو (CAC) جنگنده جدید خود به نام Super-7 را معرفی کرد. این جنگنده ای است سبک و با قابلیت جهت عملیات در هر گونه وضعیت آب و هوایی که می تواند موشکهای میان برد هوا به هوا را حمل کند.
مدت زمان تکامل این جنگنده حدود 5/2 سال به طول انجامید. این جنگنده ای است که به طور عمده برای صادرات به دیگر کشورها طراحی شده است. چینی ها پیش از این سفارش خرید این جنگنده را از ایران و برخی کشورهای آفریقایی نظیر سودان و بورکینافاسو دریافت کرده بودند.

جنگنده F-8 M که در چین J-8 نامیده می شود:

همچنین گزارش شده است که تعدد 10 فروند جنگنده پیشرفته ی F-8M موسوم به فیندبک (Findback) و 7 فروند توپالف22 نوع M یا (Tu-22M) و 19 فروند میگ29 و تعداد نامعلومی از جنگنده ی بسیار پیشرفته ی میگ31 (پیشرفته ترین جنگنده شکاری رهگیر ساخت روسیه که قیمتی حدود 40 میلیون دلار دارد) توسط ایران سفارش داده شده اند، هرچند که تحویل این اقلام هنوز تایید نشده است.

میگ31 نوع BM

 

 


+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

صاعقه و آذرخش جنگنده های ساخت ایران
مطالب و اخبار و عکس ها از سایر منابع می باشد

---------------------------------------------------

مهرنیوز:
خلبان جنگنده صاعقه:
صاعقه قابل رقابت با جنگنده‌های خارجی است
خلبان جنگنده صاعقه گفت: جنگنده صاعقه جزو جنگنده‌هایی است که امروز می‌توان آن را با جنگنده‌های هم رده خود مقایسه کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، سرهنگ حمید رضا گرجی خلبان جنگنده صاعقه که امروز با این بمب افکن شکاری در آسمان تهران پرواز کرد، پس از پرواز موفقیت آمیز خود در جمع خبرنگاران، پرواز با جنگنده ایرانی را برای خود یک نعمت بزرگ خواند و گفت : این برای من افتخار است که توانسته ام امروز با جنگنده ساخت کشور در آسمان تهران پرواز کنم .

وی افزود: اکنون بنده همچون افرادی که با این جنگنده پرواز کند، احساس غرور دارم زیرا پرواز با جنگنده ساخت مهندسین ایرانی برای تمامی خلبانان نظام جمهوری اسلامی ایران یک افتخار است .

سرهنگ هوشنگ منفرد زاده دیگر خلبان این جنگنده نیز با ابراز خوشحالی از پرواز موفقیت آمیزخود با این جنگنده به خبرنگاران گفت: بسیار خوشحالم که توانسته ام امروز با جنگنده ای که توسط مهندسین جوان کشورمان ساخته شده پرواز کنم.

وی تصریح کرد : صاعقه نسبت به هواپیماهای هم رده خود از قابلیت های پروازی خوبی برخوردار است؛ ولی امیدوارم که در آینده نزدیک شاهد تولید جنگنده هایی در کشور باشیم که قابلیت مانوری خوبی را در آسمان به خلبانان بدهد.

---------------------------------------

نقل مستقیم از alishahrag

پرواز دیروز نه تنها کمکی به از بین رفتن شبهات در مورد صاعقه و آذرخش نکرد بلکه شبهاتی نیز بدان افزود!
اول اینکه سال گذشته در جریان رزمایش اعلام شد که صاعقه رسما وارد خدمت شد، هنگامی که اعلام می شود یک جنگنده وارد خدمت شده بدان معنی است که مراحل طراحی به پایان رسیده، از آنجا که دو فروند صاعقه که دیروز به پرواز در آمدند در شکل ورودی هوا به وضوح با هم تفاوت داشتند این امر خود می تواند دلیلی باشد که صاعقه تنها تغییر یافته همان اف-5 قدیمی است!

در این حال حتی بمنظور توجیه تفاوت میان دو جنگنده گفته نشد که دو جنگنده از دو گونه متفاوت اند!

مساله دوم تصویر جنگنده آدرخش بود، تصویری که مدتی پیش بعنوان آذرخش منتشر شد جنگنده ای بود تک سرنشین با ورودی هوای شبیه به اف-18 و بالهایی که بالای ورودی هوا قرار گرفته بودند، در عین حال تصویری که دیروز نشان داده شد با جنگنده دو نفره F-5F هیج تفاوت ظاهری نداشت!
تصویری که دیروز از آذرخش منتشر شد

تصویری که مدتی پیش از آذرخش منتشر شد:


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 



Image

سوخوی30 ام (Su-30M) یک جنگنده چندمنظوره ی دونفره است که به طور کامل با جنگنده ی لاکهید مارتین F-15E ایالات متحده برابری می کند. مدل MK نوع ویژه ی صادراتی این جنگنده است. سوخوی30 یک مدل توسعه یافته از خانواده ی جنگنده های موفق سوخوی27 (فلانکر) است که توسط دفتر طراحی سوخو در مسکو به انجام رسیده و به وسیله ی شرکت ایرکوت (IRKUT) تولید شده است.
در این جنگنده از ادوات آویونیک و سیستم های ناوبری مشابه استفاده شده در سوخوی37 جهت ایجاد برتری هوایی و مانورپذیری بالا استفاده شده است. این جنگنده به موشکهای هوا به زمین بسیار دقیق مجهز شده است که یک مدل از این موشکها بردی برابر 120 کیلومتر دارد!
نیروی هوایی هندوستان 40 فروند از این جنگنده را در سال 1996 سفارش داد سپس 10 فروند دیگر را نیز به سال 1998 بر آن افزود. به سال 2006 ، 18 فروند SU-30K به سطح تکنولوژیکی مدل MKI ارتقا داده شدند. اولین 10 فروند نمونه ی آماده شده ی از مدل MKI مجهز به سیستم تغییر بردار رانش (یعنی خروجی متغیر موتورها) و رادار بهبود یافته در سپتامبر 2002 آماده گشتند ولی مرحله نهایی تکامل این جنگنده تا سال 2004 به طول انجامید.
صنایع هوای فضای هندوستان (HAL) پس از اطمینان از کیفیت بی نظیر این جنگنده، قراردادی را با روسیه برای تولید (مونتاژ) 140 فروند از این هواپیما تحت نظارت شرکت سوخو در هندوستان بین سالهای 2003 تا 2017 به امضاء رساند. اولین نمونه ی مونتاژ شده در هندوستان در نوامبر 2004 به نیروی هوایی هند تحویل گشت.
تعداد 38 فروند SU-30MKK و 24 فروند مدل ناونشین SU-30MK2 که قابلیت تغییر بردار رانش ندارند، هم اکنون در نیروی هوایی چین مشغول خدمت می باشند.
در سال 2003 مالزی سفارش 18 فروند SU-30MKM را به روسیه داد که قرار است بین سالهای 2006 تا 2007 تحویل داده شوند. این در حالی است که کشور مالزی پیشتر جنگنده های F/A-18C از ایالات متحده دریافت کرده بود و پس از قیاس، جنگنده ی سوخوی30 را بسیار بالاتر تشخیص داد.

کابین خلبان

کابین خلبان دو نفره است. سیستم های آویونیک سوخوهای مخصوص نیروی هوایی هند (SU-30MKI) توسط شرکت RPKB ساخته شده اند. (Ramenskoye Design Bureau)

Image
Image
Image

نمایشگرهای LCD درون کابین ساخت شرکت تالس (Thales) (همان سکستانت فرانسه= Sextant Avionique) هستند که شامل 7 نمایشگر LCD رنگی و یک نمایشگر سربالا (Head Up Display) مدل VEH3000 می باشند. شش نمایشگر 127 در 127 میلی متری و یک نمایشگر 152 در 152 میلی متر است. SU-30MKI همچنین یک مکان یاب جهانی با دقت بسیار بالا ساخت شرکت ساژم (SAGEM) فرانسه و یک مکان یاب لیزری دارد. در کابین عقب نیز، یک صفحه ی نمایش تک رنگ بزرگ جهت هدایت موشکهای هوا به زمین تعبیه شده است.

ZHUK-27

Image

SU-30M یا با رادار بسیار قدرتمند N010 ZHUK-27 ساخت فازاترون مجهز می شود یا از رادار پالس – داپلر NIIP N011M بهره می برد.
در مدل SU-30MKI از رادار N011M استفاده شده است که می تواند همزمان تا 15 هدف هوایی را رهگیری کند. همچنین سنسورهایی برای کنترل فضای پشت هواپیما تعبیه شده و اطلاعات آن در صفحه ی رادار منعکس می شود.

N011M

Image

تسلیحات

این جنگنده به توپ بسیار قدرتمند 30 میلی متری GSH-301 با 150 تیر فشنگ مجهز شده است.
Image

در این جنگنده 12 مکان حمل تسلیحات پیش بینی شده است که می تواند تا میزان 8000 کیلوگرم مهمات را به همراه غلافهای هدایت لیزری و سیستم منحرف کننده ی موشکهای ضدهوایی حمل کند.

موشکهای هوا به هوا
SU-30M همانند مدل SU-30 می تواند هم زمان دو هدف هوایی را رهگیری کند. این جنگنده حداکثر تا 6 موشک هوا به هوای میان برد از نوع R-27RE (این موشک در ناتو به نام َAA-10C یا ALAMO-C شناخته می شود) می تواند حمل کند.
همچین موشکهای R27TE (نام ناتو = AA-10D یا ALAMO-D) و موشکهای ویمپل RVV-AE (نام ناتو = AA-12 ADDER) نیز از جمله ی تسلیحات است.

AA-12
Image

R-27
Image

در یک ماموریت رهگیری هوایی به طور معمول از دو موشک میان برد AA-10D و شش موشک بردکوتاه حرارت یاب از نوع ویمپل R-73E (نام ناتو = AA-11 یا ARCHER) استفاده می شود.

R-73
Image

موشکهای هوا به زمین

این جنگنده یک سیستم با صفحه ی نمایش بزرگ هدایت موشکی دارد.
موشکهای هوا به زمین شامل چهار موشک ضدرادار، شش موشک بسیار دقیق هدایت لیزری یا شش موشک بردکوتاه هدایت تلویزیونی می شوند.
این هواپیما همچنین دارای جایگاه مخصوص پرتاب موشک دوربرد 120 کیلومتری نیز می باشد. برای پرتاب به سوی اهداف دور از موشکهای KH-29 (نام دیگر: AS-14) استفاده می شود که برای این مسافتهای دور همزمان از دو صفحه ی نمایش هدایتی استفاده می شود. این موشک بسیار قدرتمند دارای سرجنگی 317 کیلوگرمی می باشد.

KH-29

Image

از دیگر موشکهای دوربرد می توان به موشک KH-31A (نام دیگر: AS-17 یا Krypton) و موشک KH-59M (نام دیگر: AS-18 یا Kazoo) اشاره کرد.

جنگنده ی سوخوی30 چینی هنگام شلیک موشک KH-31A

Image

KH-31A
Image
Image
Image
برای ماموریتهای ضدکشتی از یک موشک مافوق صوت به نام Raduga 3M80E Moskit استفاده می شود.

موشک Moskit
Image

سایر تسلیحات قابل حمل

از دیگر مهمات هوا به زمین این جنگنده می توان انواع بمب، راکت و غلافهای راکت انداز را نام برد.
همچنین این جنگنده می تواند بمب های AB-500 ، KAB-500KR و KAB-1500KR و راکتهای 80 میلی متری و 130 میلی متری و 250 میلی متری (موسوم به S-25) را حمل و پرتاب کند.

قابلیت عملیات ضدعمل الکترونیک
این جنگنده مجهز به یک رادار ضدعمل الکترونیک پیشرفته می باشد که توسط وزارت دفاع هند به اسرائیل سفارش داده شده و اکنون در هند ساخته می شود.

موتورها

SU-30MK به وسیله دو موتور ساخت ساترن AL-37FP با قابلیت تغییر بردار رانش (خروجی موتور تغییر جهت می تواند بدهد) به پرواز در می آید. این همان موتوری است که بر روی جنگنده ی سوخوی37 نیز نصب شده است.
سیستم هدایت و کنترل این جنگنده بر اساس محاسبات و کنترل سیستم بردار تغییر جهت هر موتور عمل می کند. خروجی های موتور تا 15 درجه در طرفین می توانند تغییر جهت دهند. در هنگام معیوب شدن این سیستم، خروجی های موتور توسط سیستم هیدرولیک هواپیما به حالت عادی بازگردانده می شوند.
این جنگنده به طور معمول 5090 کیلوگرم سوخت را در سه محل تعبیه شده در داخل بدنه ی هواپیما می تواند حمل کند که با احتساب مخازن سوخت خارجی این مقدار به عدد 9400 کیلوگرم می رسد.
این جنگنده همچنین مجهز به غلاف مخصوص سوختگیری هوایی است. برد عملیاتی این جنگنده تا 3000 کیلومتر است که با استفاده از امکان سوختگیری هوایی این مقدار به 5200 کیلومتر افزایش می یابد.

سیستم فرود

این جنگنده از سیستم هیدرولیکی برای جمع کردن سه چرخ هواپیما استفاده می کند که توسط شرکت Hydromash ساخته شده است. برای جلوگیری از داغ شدن چرخها پس از ترمز از یک سیستم خنک کننده الکتریکی استفاده می شود.
همچنین یک چتر ترمز برای کاهش سرعت هنگام فرود در انتهای بدنه تعبیه شده است.

Image

داستان پرفراز و نشیب SU-30MKI در نیروی هوایی هند

جنگنده ی سوخوی30 نخستین بار برای تامین نیاز اتحاد شوروی پیشین تکمیل شد. اما به علت دارا بودن امکانات و طراحی فوق العاده با موفقیت تمام توانست به بازار هواپیماهای چندمنظوره دست یابد. (Multi Role)
با این وجود، نخستین مشتری این هواپیما، یعنی کشور هند دشواری های بسیاری با آن داشته است و تحویل این جنگنده به هند به علل عدم تکمیل طرح، تا به حال چندین بار به تعویق افتاده است.
هواپیمای سوخوی30 (فلانکر) در ابتدا Su-27PU نامیده می شد. این هواپیما از نمونه ی دوسرنشینه و آموزشی Su-27 به نام Su-27UB برگفته شده بود. نمونه ی اصلی Su-27 اگرچه تک سرنشینه بود، ولی برد و مداومت پروازی زیادی داشت که این مداومت پروازی در مدل دوسرنشینه Su-27UB به علت گنجایش کمتر مخازن سوخت، بسیار کمتر بود ولی مدل UB بازهم یک هواپیمای دوربرد به شمار می آمد. در سال 1985، Su-27UB وارد خط تولید شد و در همین سال نیز کار روی تغییر آن به یک جنگنده ی بسیار دوربرد آغاز شد.
برنامه ی Su-27UB در سال 1986 آغاز شد. باید برد Su-27UB با سوختگیری هوایی باز هم بیشتر می شد تا این جنگنده بتواند در اعماق خاک اروپای غربی به عملیات بپرازد. بنابراین یک غلاف سوختگیری هوایی در سمت چپ بدنه نصب شد. با اضافه شدن این غلاف، سیستم جستجوگر Infrared یا IRST (سیستمی که بدون رادار و با استفاده از حرارت موتور هواپیمای دشمن، آن را رهگیری می کند) به سمت راست هواپیما منتقل شد و با این کار زاویه ی دید بهتری نیز برای خلبان ایجاد شد.
دومین نمونه ی Su-27UB به عنوان نخستین جنگنده ی عملیاتی رهگیر و دوربرد و با نام Su-27PU استفاده شد. در جریان یکی از پروازهای آزمایشی دوربرد، این هواپیما در مدت 15 ساعت و 24 دقیقه، مسیر 13440 کیلومتری بین مسکو و کامسامولسک را با انجام 4 سوختگیری هوایی پیمود و دوباره به پایگاه خود بازگشت.
آزمایشها بسیار موفقیت آمیز بودند و نشان دادند که Su-27 باید توانایی انجام پروازهای دوربردتر نیز داشته باشد. بنابراین باید به سیستم های آویونیک دوربرد بسیار دقیق و مطمئن و راحتی خلبان توجه بیشتری می شد.
بدین ترتیب تغییرات دیگری نیز در دو پیش نمونه ی Su-27PU داده شد. تقویت بخش مرکزی و سیستم لندینگ (ارابه ی فرود) برای تحمل وزن برخاست بیشتر از جمله تغییراتی بود که ناشی از حمل سوخت بیشتر ناشی شده بود. در پایان پروژه ی تکمیل مدل UB در 31 دسامبر 1989، نخستین پرواز خود را با ترکیب و تغییرات جدید انجام داد.
به دنبال پایان آزمایشها در کارخانه و سفارش این نمونه به وسیله نیروی هوایی هند، هردو Su-27PU به مرکز پژوهشهای پروازی روسیه تحویل شدند. نخستین هواپیمای تولید شده در 14 آوریل 1992 اولین پرواز خود را انجام داد. این هواپیما به همراه دومین نمونه ی تولیدی Su-27PU برای انجام آزمایشات بیشتر در کارخانه و نیروی هوایی هند استفاده شدند. در آن زمان این دو هواپیما سیستم های جنگ افزاری نداشتند اما توانایی سوختگیری هوایی و تجهیزات هدایت و آویونیک دوربرد و دقیق خود را حفظ کرده بودند و با رنگهای سفید، قرمز و آبی دوباره رنگ آمیزی شده بودند.

Image

این هواپیماها با عنوان Su-27PUD به گروه آکروباتیک خلبانان آزمایشگر در ژوکوفسکی تحویل داده شدند. در بین سالهای 1992 تا 1998 تنها تعداد انگشت شماری از این هواپیما ساخته شد.
سوخوی به امید این که سرمایه گذاری روی یک هواپیمای جدید، آسانتر صورت می گیرد، این سوخوی27 جدید را Su-30 نامید اما مشتری اصلی با این طرح موافقت نکرد و به زودی سرمایه گذاری روی این طرح قطع شد. بنابراین تنها 5 فروند PU به هند تحویل داده شدند و 8 فروند دیگر به دلیل نبود سرمایه جهت تکمیل، در کارخانه متروک ماندند. این شکست سنگین، سوخوی را ناامید نکرد و این شرکت به بازاریابی برای این هواپیما جهت مشتریان جدید پرداخت و آن را Su-30K نامید.
سوخوی در عین حال که مدل Su-27PU را تکمیل می کرد، یک نمونه ی تک سرنشین با نام Su-27P نیز طراحی کرد و ساخت. سیستم های این نمونه نیز همانند Su-27PU بود. اما تک سرنشین بودن آن سبب شد که بهره برداری کامل از مداومت پروازی بالای این هواپیما غیرممکن شود و این نمونه به هیچ یک از مشتریان ارائه نشد. البته دو فروند از این نمونه به گروه خلبانان آزمایشگر موسسه پروازی گروموف تحویل شد و با نام Su-27PD به Su-30 های قبلی این گروه پیوستند. با پیش بینی نیاز اندونزی، یک نمونه ی تک سرنشینه ی دیگر به عنوان اثبات گر تکنولوژی بالای سوخوی27 به نام Su-30KI ساخته شد.
از آنجا که برای هواپیمای دوسرنشینه و رهگیر Su-30KI مشتری پیدا نشد، سوخوی توانایی هوا به زمین محدودی به آن افزود و Su-30M (در این حالت M مخفف کلمه ی Multipurpose است) را تولید کرد. این نمونه با نام گذاری مجدد به نام Su-30MK فقط برای ارائه به مشتریان خارجی در نظر گرفته شد.

سوخوی در نمایش این جنگنده – بمب افکن درنگ نکرد و آن را با جنگ افزارهای نمایشی در نمایشگاه هوایی پاریس در سال 1993 به نمایش گذاشت. با وجود رنگ آمیزی زیبا و خوشبینی مقامات سوخوی به فروش بالای این جنگنده، پس از مدتی کارشناسان و مقامات رسمی نمایشگاه متوجه شدند که این هواپیما یک فروند Su-27UB با کابین بدون تغییر بوده است! با وجود اینکه گفته می شود Su-27PU پیش نمونه و الگوی ساخت Su-30MK بوده است، اما به نظر می رسد که این هواپیما در آن زمان وجود خارجی نداشته است!
در سال 1994 با تغییر یک فروند از هواپیماهای Su-30 ، تکنولوژی بالای این جنگنده به نمایش درآمد. این هواپیما دارای غلاف سوختگیری هوایی، سیستم های جهت مداومت پروازی طولانی تر و تجهیزات آویونیک دوربردتر بود. اما هنوز فاقد سنسورهای لازم برای شناسایی اهداف زمینی و حمله به آنها بود و صفحات نمایشی LCD نداشت. این هواپیما برای شرکت در یک نمایش مهم در کشور شیلی، سراسر اقیانوس آتلانتیک را بدون سوختگیری هوایی! پیمود و پس از آن در نمایشگاه سال 1994 برلین و سپس در نمایشگاه فارنبرو شرکت کرد.
Su-30MK با جگ افزارهای هوا به زمین نمایشی در این نمایشگاهها شرکت کرد و نمایشهای آن بسیار مورد توجه قرار گرفت. احتمال می رود علاقه ی هند نیز از نمایشهای همان سال سرچشمه گرفته باشد.
نیروی هوایی هند (IAF) به منظور تکمیل و جایگزینی جنگنده های قدیمی خود نظیر میگ21 و میگ27 همواره از مشتریان خوب جنگنده های روسی بوده است. پیشتر از این، صنایع هوافضای هند تحت لیسانس شرکت میگویان گیرویچ، هواپیماهای میگ21 و میگ27 را تحت لیسانس تولید (مونتاژ) کرده بود. در آن زمان قرار بود جنگنده های MiG-29A جایگزین میگهای21 و فرسوده ی ناوگان هوایی هند شوند و شمار زیادی از این میگهای29 در هند مونتاژ شوند. با این وجود، هنوز درباره ی توانایی رزمی مدل A این جنگنده نکات مبهم و تردیدهای زیادی وجود داشت به خصوص پس از جنگ خلیج فارس و نبرد بالکان، توانایی هایی میگ29 بسیار مورد تردید قرار گرفته بود. هند به یک جنگنده ی چندمنظوره با توانایی حمل مهمات و برد پروازی زیاد نیاز داشت که این امر به هیچ وجه از پس جنگنده ی ضعیف MiG-29A بر نمی آمد. برخی از مقامات نیروی هوایی هند بر این عقیده بودند که به جای مدل A مدل MiG-29M خریداری شود که توانایی خوبی در Ground Attack دارد و سوختگیری هوایی نیز در آن پیش بینی شده است. اما مقامات عالیرتبه ی هند با این خرید موافقت نکردند (شاید دلائل سیاسی وجود داشت) افزون بر این، با توجه به سیاست سازمان صادرات جنگ افزار روسیه، پشتیبانی و خدمات خوب و مناسبی از میگ29 صورت نمی گرفت (؟) و این موضوع در اعتبار دفتر طراحی میگ تاثیر بسیار منفی گذاشته بود. بدین ترتیب هندی ها احساس کردند Su-30MK می تواند جانشین خوبی برای MiG-29M باشد. از سوی دیگر با توجه به اینکه سوخوی30 از همان نوع رادار سوخوی27 استفاده می کرد که برای هدایت مهمات هوا به زمین خود از سنسورهای ناشناخته ای استفاده می کرد این عقیده به وجود آمد که سیستم های هدایت تلویزیونی و هدایت راداری این جنگنده از MiG-29M ضعیف تر است. همچنین در نیروی هوایی با سابقه ای از جنگنده های دو نفره داشتند، دید مثبتی به این جنگنده وجود نداشت.
اما سوخوی از سفارش هند برای خرید سوخوی30 تقریبن مطمئن شده بود به خصوص که پیشتر از این نیروی هوایی هند جنگنده ی Su-27IB را جایگزین سوخو24 های قدیمی و ضعیف خود کرده بود. با ادعای شرکت سوخوی مبنی بر توانایی های فوق العاده ی سوخوی30 ، علاقه ی هندی ها به سوخوی30 بازهم بیشتر شد.
بالاخره در 30 نوامبر 1996 قرارداد 8/1 میلیارد دلاری برای خرید 40 فروند Su-30MK امضاء شد. در ضمن این قرارداد سوخوی متعهد شد این جنگنده ها را همگی با استاندارد ثابت MKI تحویل دهد. قرار شد نخستین گروه هواپیماهای تحویلی به هند از نوع Su-27K باشند که Su-30MK-I (سری 1) نیز نامیده می شوند و این گروه نخست از سوخوها برای آموزش و آشناسازی خلبانان هندی از مارس 1997 به کار گرفته شوند. به دنبال تحویل این نمونه های اولیه، 8 فروند از نمونه ی Su-30MK-II (سری 2) نیز در سال 1998 مجهز به سیستم های الکترونیکی ساخت Sextant Avionique فرانسه تحویل شدند. سیستم فرانسوی شامل LCD های رنگی، سیستم GPS ، تجهیزات ضدعمل الکترونیک ساخت اسرائیل و سیستم هدفگیری تصویری بسیار دقیق و یک گیرنده ی و هشداردهنده ی راداری بود که به خلبان اطلاع می داد توسط رادار دشمن مورد رهگیری قرار گرفته یا موشکی بر روی جنگنده قفل شده است. قرار شد که 12 فروند دیگر Su-30MK-III (سری 3) در سال 1999 و آخرین گروه 12 فروندی دیگر یعنی Su-30MK-IV (سری 4) با موتورهای بسیار پیشرفته ی تغییر دهنده خروجی AL-37FP در سال 2000 تحویل شوند.

سیستم تغییر دهنده ی خروجی موتورها در این شکل به خوبی معلوم است:

بدین ترتیب در مارس 1997 هند چهار فروند Su-30MKI دریافت کرد. ولی بسیاری از متخصصین هندی عقیده داشتند که این هواپیما تفاوتی چندانی با مدل Su-27UB ندارد.

Image

عملیاتی شدن Su-30MKI در هند

پس از مونتاژ اولیه در هند، نخستین اسکادران این هواپیماها در نیروی هوایی هند در 11 ژوئن 1997 وارد خدمت شدند. در مارس 1998 این هواپیماها با شرکت در یک تمرین سخت و مهم با بمب های سقوط آزاد (غیرهدایت شوند) به 11 هدف حمله کردند.

Image

نیروی هوایی هند این توانایی را ناشی از تکنولوژی پیشرفته ی سوخوی30 می دانست ولی ناظران بی طرف نظامی، تنها توانایی خلبانان هندی را در این امر موثر می دانستند.
و اما تحویل گروه 8 فروندی سری دوم در سال 1998 به دلیل آزمایشات هسته ای هند از طرف روسیه معلق ماند. ولی برخی ناظران نظامی دلیل این تاخیر را ناتوانی نیروی هوایی هند در تکمیل سیستم های الکترونیک پروازی مناسب برای این هواپیما دانسته اند. زیرا بر پایه ی قرارداد فی مابین هند و روسیه، سازمان پژوهش و توسعه ی دفاعی هند مامور تکمیل سیستم های کامپیوتری و الکترونیکی این هواپیما شده بود که در عمل به دلیل ناتوانی تکنولوژیکی هیچگاه موفق به اینکار نشد و نهایتن یک سیستم جایگزین از روسیه خریداری و نصب شد.
همچنین نصب سیستم هدآپ (نمایشگر سربالا که اطلاعات پروازی را روی شیشه جلوی خلبان منعکس می کند) و همچنین سایر سیستم ها نظیر GPS ، سیستم های ناوبری دقیق، سیستم های ضدعمل الکترونیک، سیستم غلاف سوختگیری هوایی و . . . تا پایان سال 1998 به تعویق افتاد. هرچند وزیر دفاع هند این تعویق ها را به دشواری های موجود در زمینه اجازه ی واردات این گونه ادوات حساس از کشورهای غربی اعلام کرد.
در سال 1999 تعداد درخواستی هند از روسیه از 8 فروند به 18 فروند افزایش یافت که با توجه به تاخیرهای ایجاد شده بسیاری از مقامات هندی این موضوع را توجیه ناپذیر می دانستند.
در 28 دسامبر 2000 قراردادی برای تولید 140 فروند Su-30MKI با موتورهای تغییر دهنده ی خروجی AL-31FP در مدت 17 سال و نرخ تولیدی حدود 10 تا 12 فروند در سال با روسیه به امضاء رسید. ضمنن هند حق صادرات این جنگنده را نداشت اما به دلیل مشارکت مالی در تولید این جنگنده این اجازه را یافت تا سوخوی بدون هماهنگی هند اقدام به فروش این جنگنده به کشور دیگری نکند و در صورت فروش به کشور ثالث، هند در تولید آن مشارکت داشته باشد.
بدین ترتیب نیروی هوایی هند تاسیساتی را با سرمایه گذاری 160 میلیون دلاری تاسیس کرد تا این جنگنده ها در آنجا مونتاژ شوند و در کل، محاسبات نشان داد که این مونتاژ حدود 10 درصد از قیمت تمام شده ی هر سوخوی30 را می کاهد.
در سال 2000 دو فروند آواکس روسی A-50 با خدمه ی مجرب روسی به همراه یک اسکادران از سوخوهای هندی به کار گرفته شدند و ضمن این آزمایش مشخص گردید که توان رهگیری این هواپیما بدین ترکیب بسیار افزایش می یابد اما فرمانده نیروی هوایی هند با خرید A-50 مخالفت کرد و به جای آن خرید هواپیمای پیش اخطار فالکن ساخت اسرائیل را در نظر گرفت. فالکن اسرائیلی اکنون به نام کندر و برپایه ی هواپیمای ایلیوشین76 روسی برای نیروی هوایی هند ساخته می شود.

A-50 روسی
Image

مخالفان هندی به بهانه ی اینکه این هواپیما بیش از حد پرهزینه و برد آن بیش از اندازه ی مورد نیاز هند است! به مخالفت با برنامه ی ساخت این هواپیما در هند پرداختند. ولی فرمانده ستاد هوایی هند در دفاع عنوان کرد که این جنگنده افتخار نیروی هوایی هند است.
در برنامه ی رهگیری و شکار هوایی این جنگنده در نیروی هوایی هند، این جنگنده با چهار موشک دوربرد RVV-AE و چهار موشک بردکوتاه AA-11 تجهیز می شود. هرچند عنوان می شود که موشک RVV-AE هنوز عملیاتی نیست و بر روی هیچ جنگنده ای نصب نشده است.
طبق آزمایشات خلبانان آزمایشگر نیروی هوایی هند، برد رادار این جنگنده 300 کیلومتر اعلام شد! که از برد رادار تمام جنگنده های غربی (منجمله رپتر و نایت هاوک) بسیار بیشتر است و می تواند به عنوان یک پیش اخطار آواکس، انجام وظیفه نماید.
همچنین یک خلبان آزمایشگر هندی دیگر نیز ادعا کرد که تنها با 40 فروند از این هواپیما می توان تمام 700 فروند هواپیمای دیگر نیروی هوایی هند را در نبرد هوایی به راحتی نابود کرد.
یک خلبان میگ29 هندی نیز دو نفره بودن سوخوی30 و حمل همزمان 12 موشک هوا به هوا را یک امتیاز بزرگ می داند که این امر (دو نفره بودن) از درگیری ذهنی شدید خلبان هنگام نبرد می کاهد هرچند ابعاد بزرگ این جنگنده، شناسایی جشمی و راداری آن را آسان می سازد.

Image

استاندارد روسی MKI

تکمیل استاندارد MKI با مشکلات فراوانی همراه بود. پیش نمونه ی Su-30MKI با بکار گیری موتورهای تغییر دهنده ی خروجی AL-31FP و سیستم های الکترونیک روسی و رادار جدید فازاترون بر روی یک Su-27PU شکل گرفت و اولین پرواز خود را در یکم ژوئیه ی 1997 انجام داد. دومین پیش نمونه ی Su-30MKI روسی نیز در 23 آوریل 1998 پرواز کرد اما در جریان نمایش هوایی پاریس به سال 1999 ، کنترل هواپیما بر هم خورد و خلبانان مجبور به اجکت شدند.
Image
Image

گفته می شود نخستین مدل عملیاتی هندی Su-30MKI اولین پروازش را در 23 سپتامبر سال 2000 انجام داده است. این نخستین پرواز Su-30MKI هندی بود که دارای سیستم های الکترونیک پروازی ساخت فرانسه، روسیه، اسرائیل و . . . بود!
دومین پیش نمونه ی هندی Su-30MKI ستاره ی نمایشگاه هوایی سال 2001 هلند شد. این اولین نمایش پروازی جنگنده ی استاندارد و تکمیل شده ی Su-30MKI هندی بود. در جریان این نمایشگاه، فرمانده نیروی هوایی هند با آن پروازی نمایشی انجام داد و سپس در مصاحبه با خبرنگاران آن را بسیار تحسین نمود.

Image
امروزه انتظار می رود 50 فروند نمونه ی کامل و استاندارد شده ی Su-30MKI در نیروی هوایی هند مشغول خدمت باشند که بدین ترتیب رقیب نیروی هوایی هند یعنی پاکستان هیچ توانی برای روبه رو شدن با نیروی هوایی هند ندارد و از قبل شکست خورده به حساب می آید.
اکنون گفته می شود هند در حال ارتقا این هواپیماست که گاهن با نام Su-35UB یا Su-37VB از آن یاد می شود.
همکاری روسیه و هند، نمونه ی بسیار خوبی برای دست یابی کشورهای جهان سوم به جنگنده های پیشرفته و نسل پنجم محسوب می شود. چنین همکاری مشترکی، انبوهی از تجارب گرانبها را در اختیار نیروی هوایی ضعیف هند قرار داد.

مشخصات کلی

کشور سازنده: روسیه
شرکت سازنده: سوخوی
قیمت: 35 میلیون دلار آمریکا
هواپیماهای معادل: سوخوی34 ، سوخوی33 ، سوخوی37، F-15E و F-14D
طول بدنه: 94/21 متر
ارتفاع از سطح زمین: 36/6 متر
وزن خالص: 17700 کیلوگرم
وزن نرمال: 25670 کیلوگرم
حداکثر وزن: 34000 کیلوگرم
حداکثر وزن مهمات قابل بارگذاری: 8000 کیلوگرم
وزن نرمال بارگذاری: 1400 کیلوگرم
حجم سوخت: حداکثر 5090 کیلوگرم در مخازن داخلی
حجم کلی سوخت: 9400 کیلوگرم
موتور: دو موتور توربوفن AL-31
سرعت نرمال: 1380 کیلومتر بر ساعت
حداکثر سرعت: 2125 کیلومتر بر ساعت (3/2 ماخ در ارتفاع 10000 فوتی)
درجه ی اوج گیری: 230 متر بر ثانیه
برد عملیاتی: 3000 کیلومتر
حداکثر برد با سوختگیری هوایی: 5200 کیلومتر
حداکثر برد عبوری: 6990 کیلومتر
مسافت لازم جهت برخاست: 550 متر
مسافت لازم جهت فرود: 670 متر
حداکثر شتاب g قابل تحمل: 9+


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

برای دیدن ادامه ی عکس ها به آرشیو مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط